امروز: ۱۳۹۸/۱/۴
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
نقدی بر مصاحبه رییس سازمان امدادونجات:
 رهایی ازچاه ، درافتادن به زندان
سیدمجتبی احمدی
یوسف! به این رهاشدن ازچاه دل مبند
این بارمی برند که زندانی ات کنند

فاضل نظری




سربانگ:

داستان رهایی از چاه ودرافتادن به زندان، حدیث مکرر سال های پیش بود واینک نیز ازاین داستان ، دوباره می شنویم و زمزمه های نواختن دهل شبانه وازدور به گوش می رسد.آموخته ایم سخن گفتن ونشنیدن را واین درد لا علاجیست.!

اکنون آخرالزمان است .این را همگان می دانند واین زمان هنگامه ی درنگ  است وتامل برخلاف آنچه روال وعادت مآ لوف  عصرماست. تندی ،شتاب وسرعت همه ی آن دارایی عصر استیصال است وبرآن بیفزاییم مطلق اندیشی وناصبوری در کلام ورفتار را .گفتگوی چندروزپیش ازاین  جناب دکترمحمودمظفرباخبرگزاری وزین تسنیم نگارنده را به یاد شتاب وسرعت عصر حاضر انداخت وحقیر که افتخار همکاری کوتاه ومستعجلی با ایشان درسازمان امدادونجات جمعیت هلال احمر راداشته ام وتآثیرکلام نافذ ایشان رابیشترازدیگران احساس می کنم برآن شدم که دراین نوشتارنقدی وتقریری برسخنانشان  ارائه نمایم. بی شک تلاش برآن است که براساس کلام سنجیده و مستدل باشد تا مگر چراغی روشن گردد برای فرارو  ونه نوری خاموش گردد وفسرده. تاریکی نخواهیم وروشنایی راپاس داشته وبیفزاییم.




یکم:


دربخش نخست مصاحبه موضوع انحلال ویا ادامه کارسازمان را به درستی مطرح نموده اند. درسال 1386کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی براساس ماده 85 قانون اساسی که اختیاربررسی تخصصی رابه کمیسیون مسوول واصلی واگذارومصوبات رابه صورت آزمایشی به اجرامیگذارنداین لایحه رابررسی ودرجلسه علنی مورخ 25/10/1386 درصحن
تصویب گردید.در29 /3/1387ازسوی رییس محترم مجلس شورای اسلامی به دولت ابلاغ ودرتاریخ 5/4/1387 طی ابلاغیه رییس جمهورمحترم وقت به وزارت کشوربرای اجرا ی آزمایشی دستور صادرگردید.

استفاده ی ایشان ازقیدتاکید" باید " دربخش های مختلف گفتارایشان مایه ی دلگرمی والبته حیرت است .این" باید" برای همه ی مردمان این سامان حکمی ضروری است اما صدور آن درهرجایگاه ومقامی آن هم درمواجهه بامجلس کاری شایسته نیست! شان مجلس به فرموده ی بنیان گذارنظام مقدس اسلامی راس اموراست مگرآن که همچون برخی مقامات دولت قبل این شان رابرای مجلس شورای اسلامی قائل نباشیم!

"ولی به نظر می‌رسد نمایندگان مجلس علی الخصوص اعضای کمیسیون عمران مجلس فراموش کرده اند که عمر فعالیت 5 ساله سازمان مدیریت بحران تمام شده است"

 این اعلام فراموشی مجلس محترم وهوشیاری گوینده ناشی ازعدم بررسی وتحقیق ایشان است اساسا کمیسیون تخصصی بررسی این قانون درسال 86واینک، کمیسیون اجتماعی مجلس است  کمیسیون عمران وشوراها وامورداخلی کشور نقش فرعی ومشورتی دارند واگرشتاب وعجله  نبودباسوالی ازبرادربزرگوارشان آقای حسین مظفر که عضو کمیسیون اجتماعی اند وهمچنین معاون حقوقی وامورمجلس هلال احمر به رونداین بررسی ودغدغه ی کمیسیون پی می بردند.!


 طرح تمدید اجرای آزمایشی قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران کشور درتاریخ 2/5/92 به هیات رییسه ی محترم مجلس ارائه وطراح آن جناب آقای مهدی عیسی زاده نماینده محترم مردم شریف میاندوآب ؛شاهین دژ وتکاب به همراه 17 نفرازهمکارانشان این طرح رادراواخر دولت دهم وباتوجه به عدم ارائه لایحه ازسوی  دولت قبل مورد نظروعنایت  قرارداده اند.

درمورخ 2/7/1392 موضوع دوفوریتی آن درصحن مجلس  مطرح وبادوفوریت آن مخالفت وبه صورت عادی به کمیسیون اجتماعی ارجاع شد.


تصدیق می فرمایید که مجلس شورای اسلامی موضوع رابه فراموشی نسپرده است اما جناب دکترمظفر درنوزدهم مهرماه بدون بررسی سوابق وپیشینه ی موضوع و کمیسیون تخصصی پرشتاب ازراه رسیده ومجلس رادرکما واغماء می انگارند!
 
 

.
 

دوم:



"عملکرد ضعیف سازمان مدیریت بحران طی 5 سال فعالیت

مظفر با بیان اینکه متاسفانه عملکرد سازمان مدیریت بحران کشور به هیچ عنوان موفق نبوده است، بیان داشت: یکی از بزرگترین انتقادات به این سازمان قرار گرفتن آن در زیرمجموعه وزارت کشور است در حالی که وزارت کشور یک نهاد سیاسی به حساب می‌آید و وقتی نیز جلسات سازمان مدیریت بحران برگزار می‌شود وزارتخانه‌ها نیروی دسته دوم یا سوم خود را به این جلسات می‌فرستند"


جزمیت وقطعیت درگفتارواندیشه موضوع تازه ای نیست چرابه خوداجازه می دهیم بدون تعمق ونظرکارشناسی کل عملکرد سازمان مدیریت بحران رازیرسوال برده وباتاکید " به هیچ عنوان " عدم موفقیت آن رااعلام نماییم.

نگارنده ایمان دارد جناب دکتر مظفر برادرسه شهید سرافراز دفاع مقدس ازخدومان سازمان بهزیستی وجمعیت هلال احمر بوده وهستند وتمامی شوروهیجان کلام ایشان ازسرصدق است ودلسوزی ولی مگرحلقه ی کارشناسان امین پیرامون ایشان آن قدرتنگ و کم شماراست که امکان نقد منصفانه ودلسوزانه ی سازمان مدیریت بحران رافراهم نمی ساخت.؟!

حقیرشش سال قبل نیزاززمره ی منتقدان تشکیل این سازمان دراین جایگاه بوده وهستم ولی بابررسی سیروتطور مدیریت سوانح وحوادث درایران اسلامی اززمان تشکیل قانون تشکیل ایالات وولایت در17/ 6/  1286.
که برای حفظ نفوس وکمک واعانه درزمان طغیان رودخانه ها (سیل وطوفان) دولت وبلدیه هاراموظف نموده است تا1302 نخستین جلسه هیات موسس شیروخورشید سرخ ایران (جمعیت هلال احمرجمهوری اسلامی ایران)وعصرحاضر اذعان خواهیم نمودکه ازپیشینه ی قانونی ومقررات مطلوبی برخورداریم.


قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران  وآیین نامه اجرایی آن مصوب آذر1388 الزامات وبایدها ونباید هایی دارد که حداقل آن خواندن وآموختن مدیران دستگاه های اجراییست!!
داشته ها بسیاراند وزراندود منتهی نبودمدیران باتجربه ودانادرسامانه های مدیریت جفابرقوانین وجایگاه هاست.


وجودوقرارگیری سازمان دروزارت کشوربادردسرهای فراوان ومشغله های بی شمارسیاسی ،اجتماعی ،امنیتی و... آن وزارت خانه ی محترم همراهی دارد اما استقلال سازمان ووجودآن دروزارت خانه ی دیگرنه تنها مشکلی حل نخواهدکردکه دردی خواهدبودبردردهای بی شمار.
سوال مهم واساسی این است صرف وجودوزارت درروسیه آیا حجت ودلیل موجه ومعقولی برای بنیان نهادن آن وزارتخانه ی حوادث درایران اسلامی خواهدبود؟وآیا درشرایط برنامه ی پنجم ؛اصل 44 وسیاست کوچک سازی عرصه ی خدمات دولت درساختارها وبسته های خدماتی وسند چشم اندازاین موضوع به سرانجام خواهدرسید؟اساسا ازکجا وباکدام بهره گیری ازرای ونظر نخبگان وخبرگان حوادث وسوانح به گزینه ی وزارت نائل آمده ایم؟وآیا پنج سال بعد دوباره راه رفته را بازنخواهیم گشت؟درحالت موجود- که البته مطلوب نیست- ساختارسازمان وادارات کل مدیریت بحران درکناراستانداران وفرمانداران با عدم توجه ، مدیریت جامع بحران وریسک وناهماهنگی ازسوی بالاترین مقام شهر واستان دچارشده ایم وحال یک وزارت مستقل با مدیرکل مستقل استانی ومدیرشهرستانی آیا می تواند بربالاترین مقام سیاسی شهرستان فایق آمده ومدیریت بحران درهمه ی مراحل زمانی وعملیاتی وبرنامه ای راهدایت وراهبرد نماید!؟
صحبت ها وزمزمه های تشکیل وزارت نه ازسوی جناب دکترمظفرکه چندین ماه  ونیزچندروزقبل  ازسوی جناب اکبرپورمعاون آمادگی ومقابله سازمان مطرح که البته برای جایگاه ایشان ومیل ترقی وارتقاء مدیران فعلی کاملا قابل قبول است!!
این انتخاب سریعترین و آسانترین راه حل ممکن است اماآیا ازچاله بدرشدن ودرافتادن به چاه نخواهدبود؟!
آری استفاده ازتجربیات سایرکشورها وملل امری پسندیده است ولی طرح جامع امدادونجات کشورمصویه 17/1/1382 که براساس ماده43 قانون برنامه ی سوم توسعه تدوین گردید برخواسته ازبیش ازسه هزارساعت کار
کارشناسی ومطالعاتی وبانگرش به تجربیات سایرکشورها نبود!؟ وآیا آن مصوبه میرا وازیادنرفت؟ وچهارسال بعددوباره لایحه ی قانون تشکیل سازمان مدیریت بحران درمجلس مطرح ومصوب نگردید!!؟


سوم:


نمی دانم چرا ازبایدها ی بکارگرفته دراین مصاحبه ها وگفتارها به شدت هراسناکم !؟ تجربه نشان داده این تحکم ها وقطعیت ها راه به جایی می برند!


متولی قانونی در مجلس برای حوادث کشور وجود ندارد

وی در پاسخ به این پرسش که این مسائل را چرا هیچ وقت با مسئولان و نمایندگان مجلس مطرح نکرده‌اید، بیان داشت: متاسفانه در مجلس نیز به مباحث حوادث کمیسیون عمران می‌پردازد در حالی که این کمیسیون کارهای زیادی دارد و با توجه به افزایش حوادث در کشور باید یک کمیسیون تخصصی حوادث غیرمترقبه تشکیل شود، به هیچ عنوان در مجلس ما متولی مشخصی برای مباحث امدادی و حوادث نداریم. یعنی به نوعی در اجرا، تشکیلات و ساختار قوانین نیز ضعف داریم
.

پیش ازاین آوردم که سبقه ی قوانین وپیشینه ی کشورما درمقایسه با سایرملل درجایگاه رفیعی قراردارد وبطورکلی ضعف مدیران ومجریان وبرخوردهای سلیقه ای رانباید گناه قانون مجلس دانست! کمیسیون متولی اجتماعی بوده وهست اما ورود کمیسیون عمران به حوادث به جهت تاثیر حوادث وسوانح براموراساسی وزیربنایی وسرمایه ای ومباحث پیشگیری ،کاهش اثرات وبازسازی است والبته پیشنهاد تاسیس یک کمیسیون تخصصی مرتبط باحوادث وسوانح می تواند مطلوب بوده تامباحث تخصصی ومتمرکز دراین کمیسیون پیگیری واجرایی شود که موضوع براساس نظر مجلس خواهدبود.

چهارم:


یک خط دستورالعمل در برنامه پنجم توسعه برای کاهش تلفات حوادث بدون تعیین وظایف سازمان های مرتبط امدادی
مظفر خاطرنشان کرد: مثلاً در برنامه پنجم توسعه فقط یک خط نوشته شده است که باید در طی اجرای این قانون هر سال 10 درصد از آمار تلفات حوادث کاهش یابد ولی به هیج عنوان وظیفه سازمان‌های مرتبط از جمله پلیس، هلال احمر، اورژانس، وزارت راه و غیره مشخص نشده است

شگفت زدگی وحیرت حقیر به حداعلای خویش رسید وقتی این فراز بیانات ایشان راخواندم. واژه ها وعبارات بارمعنایی خویش رادارند درکجای دنیا دستورالعمل نوشتن دربرنامه های پنج ساله وبیست ساله مرسوم است که باید دربرنامه ی پنجم مجلس بدا ن اهتمام  می ورزید!!
مجلس باطرح های خود ولوایح  دولتمردان، قانون به تصویب می رساند که چهارچوب ها ،بایدها ونبایدها وهست ونیست ها را درآن تدوین ومشخص می گردد ودستورالعمل اصول اجرایی وشرح وظایف  واجزای اجرایی و شیوه نامه ی عمل استاندارد وموردقبول عام درمسیر اجرایی است.



درجستاری سریع درفرهنگ دهخدا دستورالعمل این چنین تعریف شده است:
دستورالعمل
دستور کار. دستورعمل . برنامه کار. طرز و روش و ترتیب و نظام و نسق و حدود کار: ایضاً دستورالعملی در باب دیگر. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 213). این خلاصه ای است مسمی به تذکرةالملوک که مشتمل است بر دستورالعمل خدمت هریک از ارباب مناصب درگاه معلی موافق ازمنه سلاطین صفویه . (تذکرة الملوک ص 1). سررشته دستور رسومات مناصب دیوان اعلی و دستورالعمل اخذ چوپان بیکی و سایر وجوهات سایرالوجوه متعلق به سرکار مزبور و دستورالعمل نواب گیتی ستان در سرکار ضبط بوده . (تذکرة الملوک ص 42).
-دستورالعمل دادن ; برنامه کار تعیین کردن . راه و روش کار و حدود آن و نظامات و نسقها معین ساختن .
-دستورالعمل شاهی ; در اصطلاح زمان صفویه ، دستورالعملی که در آن تعرفه مالیاتی کلی اساس کار بود. (سازمان اداری حکومت صفوی ص 142).
-دستورالعمل گرفتن ; برنامه و دستور کار و روش عمل خود را طبق نظامات و نسقها دریافت کردن .



درقانون تشکیل سازمان مدیریت بحران مطابق ماده ی4 و15 آن تمامی وظایف تدوین دستورالعمل ها وتصویب
ضوابط وآیین نامه اجرایی برعهده ی شورای عالی مدیریت بحران کشور ودولت گذاشته شده است.


ماده۴ـ وظايف شوراي عالي به شرح زير است:

۱ـ تدوين سياستها و برنامه‌هاي ملي مرتبط با مديريت جامع بحران كشور و اقدام قانوني لازم جهت تصويب.

۲ـ تنظيم بودجه تفصيلي نظام مديريت جامع بحران كشور و پيشنهاد براي درج در لايحه بودجه سالانه كشور جهت تصويب.

۳ـ اقدام قانوني لازم جهت تصويب وظايف دقيق و نقش وزارتخانه‌ها و سازمانهاي دولتي، نهادهاي عمومي غيردولتي، شوراهاي اسلامي، شهرداريها، سازمانها و شركتهايي كه شمول قانون برآنها مستلزم ذكر نام است، نيروهاي نظامي و انتظامي و كليه نهادها و دستگاههاي تحت نظر مقام معظم رهبري، سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و رسانه‌هاي گروهي، تشكلهاي مدني و مردمي مرتبط با مديريت بحران در مجلس شوراي اسلامي.

۴ـ اتخاذ تدابير راهبردي، هماهنگي، هدايت و تشويق فعاليتهاي پژوهشي و اجرائي در راستاي كاهش خطرپذيري ناشي از زلزله، مخاطرات آب و هوايي و موادشيميايي خطرناك.

۵ ـ اقدام قانوني لازم جهت تصويب سامانه مديريت بحران كشور و تعيين فرماندهي عمليات مقابله با بحران متناسب با شرايط بحران در مجلس شوراي اسلامي.
۶ ـ اقدام قانوني لازم جهت تصويب سياستهاي آموزشي، تبليغاتي و اطلاع‌رساني از طريق سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و ساير رسانه‌هاي گروهي در مجلس شوراي اسلامي.

۷ـ اقدام قانوني لازم جهت تصويب ضوابط و دستورالعملهاي لازم درباره اقدامات احتياطي پس از دريافت اطلاعات مبني بر احتمال وقوع حوادث پيش‌بيني نشده در كشور.

۸ ـ اقدام قانوني لازم جهت تصويب ساختار، تشكيلات تفصيلي سازمان و رده‌هاي سازماني متناسب در استانها و شهرستانها به پيشنهاد سازمان.

۹ـ اقدام قانوني لازم جهت تصويب ضوابط، مقررات و دستورالعملهاي مرتبط با اين قانون.
.....
ماده۱۵ـ آئين‌نامه اجرائي اين قانون حداكثر ظرف سه ماه با پيشنهاد وزارت كشور به تصويب هيات وزيران مي‌رسد.

بی هیچ توضیحی مقصر برملا ست ودم خروس پیدا ! منتها عدم انتقادجناب دکتر مظفرازدولت پیشین به جهت علاقه وارادت خاص ایشان به دولت عدالت ومهرورزی دلیلی برای حمله وانتقادبی سبب ازمجلس شورای اسلامی نمی باشد.

این قانون ازسال 1386 وآن آیین نامه ازسال 1388 فرصت رابرای هرکارشایسته وبایسته ای فراهم ساخته اند وجناب دکترمظفر انصاف داشته اند که دولت تدبیروامید راکه هنوزازراه رسیده است رابنا برهرملاحظه ای !!  گناه کارندانند که البته باید ازایشان به دلیل عدم حمله به دولت جدید وجوان قدردانی نمود درشرایطی که همه ی چالش ها ومعضلات رابرگردن دولت هشتادروزه می اندازند!!!


جستاری سریع درقانون برنامه ی پنجم توسعه نشان می دهد درهمه ی مراحل چرخه مدیریت بحران اعم ازمدیریت شهری ،توسعه سلامت واموراجتماعی وبودجه موضوع حوادث وسوانح دیده شده است ولی جناب دکترمظفر تنها بند 3 ازقسمت "و" ازماده ی 163 رادیده اند وباقی برنامه وبه خصوص ماده ی40 که بطورویژه رسالت وبرنامه اصلی جمعیت هلال احمررادیده است را نادیده انگاشته واشارتی نمی نمایند.


ماده40ـ جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي ايران مكلف است به منظور ارتقاء ظرفيتهاي انساني و زيرساختهاي لازم براي بهبود وضعيت ايمني در كشور اقدامات زير را با همكاري دستگاههاي اجرائي مرتبط انجام دهد:
       الف ـ تقويت، توسعه و آمادگي شبكه امداد و نجات كشور از طريق نيازسنجي، تهيه، تأمين و نگهداري اقلام امدادي مورد نياز آسيب‎ديدگان، تجهيزات ارتباطي و مخابراتي و تجهيزات امداد و نجات اعم از زميني، هوايي، دريايي به ميزان استانداردهاي تعيين‌شده توسط مراجع ذي‎صلاح كشور.
       ب ـ افزايش و گسترش آموزشهاي همگاني و عمومي امداد و نجات در سراسر كشور.
       سرمايه اجتماعي، جوانان و خانواده



بازنیزتصدیق می فرمایید مطلب خیلی بیشترازیک خط موردادعای جناب دکترمظفراست!!





ادامه دارد....

.




تاريخ: ۱۳۹۲/۸/۵

نظر کاربران
جناب آقای دکتر احمدی واقعا در دوره شما در معاونت امداد استان چه خیانت ها که به بعضی از شهرستان ها شد و فقط سبزوار
نوشته شده توسط علی در تاریخ ۱۳۹۲/۹/۱۳

با سلام
به نظر میرسد از دید یک خواننده بیطرف هم نکاتی اشکار در مطالب وجود دارد خصوصا قابل توجه نویسندگان محترم علی و :ا
1- مشت نمونه خروار است لذا اگر فقط مروری بر نظرات ارایه شده توسط خوانندگان داشته باشیم در می یابیم که محبوبیت اقای دکتر احمدی و حمایت از خدمات - زحمات و نظرات ایشان در چه جایگاه رفیعی است و برعکس ان در چه جایگاهی حقیر
پس واقع بینانه خود بخوانید حدیث مفصل ...
2- باید دید مربی که به قول شما کنار گذاشته شده کیست و دلیل کناره گیری چیست و کارشناسیهایش بر مبانی علمی و قانونی و البته واقعی استوار نیست ؟!!(حد اقل در سایر نظرات تاملی میکردید)
3-ای کاش خدمات مورد نظر موجب زحمات ایندگان نباشد ان شاا... که در اوردن سنگ از چاه ...!

واما جناب اقای دکتر احمدی :
درسی که پرنده میدهد پرواز است- در درس پرنده صد هزاران راز است
شاگرد پرنده باش و افلاکی رو - کین راه زمین همیشه دست انداز است
خدا یار و نگهدارتان




نوشته شده توسط صادق در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۲۷

خدمت با خیانت در چند حرف فرق دارد خدمت را هم فلان شخص در دوران پیامبر خداومولایمان علی کرد اما بعد از وفات پیغمبر خدا هنوز جنازه پیغمبر خدا به خاک سپرده نشد که بدنبال خلیفه مسلمین گشتند آیا مگر نه همان بود در غدیر خم اول کس بود که به علی مولایمان بخا" بخا گفت نه همان بود که به مولا تبریک گفت چرا بعد زیر همه اعتقادش زد چرا شما هم اکنون او را مورد لعن ونفرین قرا رمیدهید ؟ قران نوشته دست اوست و... چرا اکنون اورا نفرین میکنید پس اورا باید تمجید کرد نه جان برادرهمانگونه که محمود ها به فردوسی ها نه بلکه به ایرانیان جفا کردند وچه بسا محمود دیگر واینک این محمود (مظفر) چه خیانت ها وجفا ها که دراین موسسه کرد باشد تا آیندگان بگویند.....
نوشته شده توسط علی در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۲۲

البته خدمت دوست بدون اسم عرض می کنم ما هم منکر خدمات دکتر مظفر و دوستان شان در سازمان امداد و معاونت های امداد و نجات استانها نیستیم!! چرا که اولا باید خدمت تعریف شود و ببنیم آن خدمتی که شما منظورتان هست واقعا خدمت است؟!1
توزیع 100 برابر چادر و لوازم امدادی در مناطق اسیب دیده برای خودنمایی و پوشاندن بی تدبیری ها و گژاندیشی ها از نظر نیروهای دلسوز و قدیمی امدادو نجات نوعی حماقت و به تاراج بردن بیت المال است ولی از نگاه بعضی ها!! که اسمشان در مطبوعات و ... نمایان می شود خدمت است. کارهای عمر و عاص برای معاویه نیز خدمت است .....
نوشته شده توسط میثم در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۲۰

به نظرم این دم آخری احترام دکتر مظفر را حفظ میکردید خیلی بهتر از این بود که با نقدتون محترمانه به ایشون بی احترامی بشه!
خدمات دکتر مظفر و تیم کاریشون در سازمان امداد و نجات بر همه مردم کشور نمایان است و بنده از ایشون و شما تشکر میکنم.
نوشته شده توسط :| در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۸

با سلام در تعریف نقد شاید برخی به بیراهه رفته اند در تعریف چنین آمده است که:نقد در لغت به معنی ((بهین جیزی بر گزیدن )) ( تاج المصادر زوزنی: ص ۵ ) و نظر کردن در دراهم تا در آن به قول اهل لغت سره را از ناسره باز شناسد . معنی عیب جویی نیز که از لوازم (( به گزینی )) است ظاهرا هم از قدیم در اصل کلمه نقد مستتر بوده است و لذا از دیر باز این کلمه در مورد شناخت محاسن و معایب کلام به کار رفته است ، چنانکه آن لفظی هم که امروز در فرهنگ اروپایی جهت این معنی به کار میرود در اصل به معنی رای زدن و داوری کردن است و شک نیست که رای زدن و داوری کردن درباره ی نیک و بد امور و سره و ناسره ی آنها مستلزم معرفت درست و دقیق آن امور است . (زرین کوب ، ۲۲:۱۳۷۴)
پس جان برادر تو خود اگر بررسی اندک در مورد اقدامات عزیزان ببینی در شرایط فعلی بنمایی می بینید که دکتر حسینی که شاید نامش به نیکی در مجموعه برده نمی شود بهتر از اینانی که هم اکنون در راس امور هستند کار نموده البت بدون عیب هم نبوده اما جناب دکتر احمدی در دوران تصدی پستها کارواقدامش گویایی همه چیز می باشد پس سره از ناسره باز شناخته شده است از قدیم گفته اند که واقعیت تلخ است جان برادر تمام مطالب که درمتن ونقد دکتر احمدی آمده است واقعیت است اما مانمی خواهیم بپذیریم ومجالی شاید نباشد در این اندک .....
نوشته شده توسط ali در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۴

برادر علي سلام . اظهار نظرتان را ديدم . عملكرد- سوابق- مديريت و توانايي هاي استاد عزيز بر كسي كه با ايشان كار كرده باشد پوشيده نيست . از فرمايشاتتان ان قسمت كه مربوط به وجدان بودرا كاملا پسنديدم . اگر منصفانه بنگريد يا زحمت يك نظر سنجي ولو مختصر و البته با وجدان را به خود بدهيد اين شبهه تان نيز مرتفع خواهد شد . مويد باشيد. عبدالله
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۴

برادرعلی باسلام وتشکرازنقدت
من شاگرد وهمکاراستاددکتراحمدی ام .ایشان چون منتقدبروبچه های قبلی بهزیستی بودندازقائم مقامی سازمان امداد کشورتبدیل شدند به پزشک درمانگاه مشهد!!!! دردوسال قبل هم مقالات متعددی درنقدوضعیت کشورداشته اند.
باتشکرازشما
نوشته شده توسط دوست در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۳

خدمت استاد ارجمند عرض سلام و خسته نباشید دارم
آیا تاکنون خود موضوع نقد را بررسی کرده اید که چی هست و از کجا آمده که هر کس و شخصی از راه می رسد به به چه چه راه می اندازند و ازش تعریف می کنند و زمانیکه می خواهند بروند بوق نقد را به صدا درمی اورند و هر مطلبی را که می نویسند می گویند نقد کردیم چون بی سوادیم مثل مربیان فوتبال که تا دیروز سر مربی تیم هستند تا اینکه از سمتشان اخراج می شوند هنوز تازه می شوند کارشناس برنامه ورزشی آخه اگه چیزی می داشت که کنار زمین و هنگام مسابقه ارائه می کرد حالا هم جناب آقای دکتر که شما و دوستان تان نقد ها می نویسید (می دانم که این مطلب روی سایت نمی رود ) بگویید در این چند سالی که در هلال احمر هستید چه کارهای مفیدی انجام داده اید نام ببرید آیا تا بحال دوستانه رفته اید کنار زیر مجموعه تان بنشینید (نمی خواهد مشکلی حل کنید ) یک صحبت دوستانه داشته باشید پس بیاییم مخلصانه و با وجدان نسبت به کسی صحبت کنیم و یا به قول خودتان نقد کنیم آیا الان که مثلا دبیر کل آمده سر کار کسی جرات نقد کردن و یا صحبت کردن درباره ایشان را دارد یا نه ممنون می شوم اگر بذارین روی سایت
نوشته شده توسط علی در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۳

با سلام و احترام
با اين بخش از سخن كه سازمان مديريت بحران نتوانسته نقش كليدي و اصلي خود را در مديريت بحران كشور ايفا كند، موافقم، اما سوال اساسي اينجاست كه چرا چنين شده است؟ تا آنجا كه مي دانم قانون مصوب مجلس نسبت به ساختار و قوانين پيشين مترقي تر است، ولي متاسفانه از همه ي ظرفيت هاي اين قانون بهره ي لازم را نگرفته ايم، اين همان آسيب اصلي است كه بايستي با هوشمندي بدان پرداخته شود.شايد چاره ي كار اين بود كه مديراني با دانش و تجربه ي بيشتر و برخوردار از تفكر مديريت راهبردي بر راس اين سازمان گذارده مي شدند تا با نگاهي جامع و عميق بنيان هاي اين سازمان نوپاي را پي ريزي كنند، نه اينكه ساختار جديد ادامه ي ساختار محدود قبلي باشد، تدوين آئين نامه ها، توسعه ي اختيارات قانوني، طراحي برنامه هاي راهبردي ، انجام وسيع مطالعات ارزيابي خطرپذيري كشور، هماهنگ ساختن سازمان هاي دخيل در مديريت بحران تحت لواي فرماندهي واحد، تبين نقش ها و مسئوليت هاي نهادهاي مسئول و طراحي برنامه هاي جامع آمادگي و پاسخگويي ملي و...مي بايست وجهه ي همت اين سازمان قرار مي گرفت ، كه متاسفانه به علت فقر نيروي انساني و نوع نگرش عملياتي و تصديگري به اين سازمان مديريتي وراهبردي، چنين نشد....اما در خصوص وزارت وضعيت هاي اضطراري ، بهتر است از همه ي ظرفيت هاي قانون فعلي بهره گرفته شود و در ادامه ،در يك فرآيند تكاملي (نه دفعتا) به ضرورت تشكيل آن برسيم. از روشنگري شما سپاسگزارم.
نوشته شده توسط مهراب شريفي سده در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۱۰

جناب آقای دکتر احمدی
مطالب شما،حاکی از سابقه و تجربه سالیان دراز در امداد را می رساند و بی شک همه آنچه را که بیان نمودیددرست می باشد. یک ضرب المثل قدیمی: کار را باید به کاردان سپرد، حالا چرا بعضی ها با اینکه میدانند این مسئولیت برای آنها ساخته نشده است و باز هم قبول زحمت اضافه را میکنند، میتوان به خدا واگذارشان نمود... باسپاس فراوان
نوشته شده توسط مقدم در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۹

با سلام .از نقد منصفانه تان بهره بردم . گرچه استفاده از مدیران اتوبوسی متاسفانه در در کشور ما مسبوق به سابقه است لکن در هلال احمر در مدیریت قدیم جوان بودن و عدم انطباق جایگاهها با تجربیات و سوابق منصوبین به پستهای مدیریتی بیشتر به چشم میخورد .که از مدیران عالی تا استانی مشهود بود و اظهر من الشمس .فرمایشات دکتر مظفر نیز ازهمین دست است . عبدالله
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۷

ادب و شرم تو را خسرو مهرویان کرد ----- آفرین بر تو که شایسته صد چندینی .
از نقد کارشناسی و اظهار نظر علمی و تجربی جناب احمدی بزرگوار استفاده کرده و روشن شدیم .
بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود -----
عیسی دمی خدا بفرستاد و بر گرفت -----
نوشته شده توسط دلسوز در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۷

اقای دکتراحمدی عزیز
احسنت محکم باش ومستدام

تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ تِدْ فِي الْأَرْضِ قَدَمَكَ ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَ
«اگر كوه‏ها از جاى كنده شوند تو ثابت و استوار باش، دندان‏ها را برهم به فشار، كاسه سرت را به خدا عاريت ده، پاى بر زمين ميخكوب كن، به صفوف پايانى لشكر دشمن بنگر، از فراوانى دشمن چشم بپوش، و بدان كه پيروزى از سوى خداى سبحان است»
نوشته شده توسط دوست در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۶

با سلام ودرود فراوان سپاس وصد احسنت بر شما بزرگوار اما جناب آقای دکتر احمدی هرکس را باید در جایگاه خودش دید آقای دکتر مظفر شب خوابید وصبح بیدار شد از ریاست سازمان جوانان به سازمان امداد ونجات منتقل شد وبالطبع در استان ها هم بدین گونه بود معاونین جوانان یک شبه ره صد ساله پیمودن ...
حالا هم با اندک تاملی می توان دریافت که نباید خرده بر ایشان گرفت چون براین باور باید بود که میزان برای دکتر مظفر همان است که گفته ولاغیر
نوشته شده توسط حسین در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۶

عجب آدم.... می باشد این دکتر مظفر. یک روز گیر می ده به هاشمی رفسنجانی. یک روز گیر می ده به سازمان مدیریت بحران و....
اللهم اشفع مرضانا
نوشته شده توسط رضا در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۶

باسلام جناب آقای دکتر شاید یکی از علل ضف مدیریت بحران امثال همین آقای دکتر مظفر باشد که بدون اطلاع و کار کارشناسی از یک سازمان دیگر، سکان سازمان امدادی را بدست می گیرد و نظراتشان که همیشه دارای فراز و فرودهای ضندلی ریاست شان هست بابی جهت ماندن باشد.
مگر از آن نظری که در مقدمه کتاب درباره زلزله نوشت و مورد لطف عزیزان بمی قرار گرفت یادتان رفته.
الان هم مثل همین موقع ها است.
برای شما که در چنین مجموعه ای کار می کنید که امثال اینگونه افراد مدیرر آن هستند صبر طلب داریم. البته اینگونه بایدی صحبت کردن بدلیل پشتوانه نامبرده(برا درش؟) می باشد .
این ایام که افسانه جومونگ تکرار می شود افکار نسنجیده این آقای دکتر!! من را یاد این برادر تسو می اندازد که دوست دارد به قدرت برسد ولی نمی داند چگونه؟ و هر کاری که می کند در جهت تخریب خودش اتفاق می افتد. به امید رهایی شما از دست اینگونه افراد بی فکر
نوشته شده توسط میثم در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۶

اخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست/وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست
نوشته شده توسط mjs در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۶

باسلام خدمت استاد محترم آقای دکتراحمدی طبق معمول کتاب گو یای قانون
ایکاش آقای م که راس امور هستند نیز کمی بااستدلال ومستندات بیشتری افاضه فضل می نمودند یا حداقل کسانی که متن سخنرانی ومصاحبه را برایشان آماده می کنند کمی مطالعه کنند
نوشته شده توسط آشنا در تاریخ ۱۳۹۲/۸/۵
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: