امروز: ۱۳۹۶/۹/۲۶
www.Bohraan.com
پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
گفتگوی اختصاصی شهروندبامدیرمسوول:
 برای سازمان مدیریت بحران ، تصمیم خردورزانه بگیریم
گفتگو از سعید درویشی دبیر گروه هلال روزنامه ی شهروند
 
 
 
 
 
 
 
 
سید مجتبی احمدی، اردیبهشت ‌سال ۱۳۷۶ دانشجوی ‌سال آخر پزشکی در بیرجند بود که زلزله مهیب «زیرکوه قائن» و «درمیان» اتفاق افتاد. او به‌عنوان یک کارورز‌ سال آخر پزشکی به منطقه زلزله‌زده اعزام شد و غربالگری مجروحان را همراه همکارانش انجام داد. برای اولین بار در تعریف‌های امدادگران نام استاد «بیژن دفتری» را در منطقه زلزله‌زده شنید. احمدی بعد از فارغ‌التحصیلی عازم خدمت سربازی شد.  بعد از پایان خدمت نظام وظیفه، در‌سال ۷۸ از بین قبول مسئولیت در دانشگاه علوم پزشکی، فرمانداری و هلال‌احمر، خدمت در هلال‌احمر شهرستان سبزوار را انتخاب کرد و دلیل این انتخاب را علاقه به هلال‌احمر در زلزله قائن و «بیژن دفتری» می‌داند. دکتر احمدی می‌گوید: «بیژن دفتری را در قائن ندیدم اما کششی شد تا بروم هلال‌احمر سبزوار، با این‌که جمعیتی بود مخروبه و ویران‌شده و عملا هیچ چیزی نداشت.» احمدی پله‌پله پست‌های مختلفی را در جمعیت هلال‌احمر تجربه کرد و امروز در زادگاه خود، خراسان‌رضوی، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان است.  گفت‌و‌گوی «شهروند» را با او می‌خوانید.
 
 
 
 
 
اولین پست شما در هلال‌احمر با ریاست یک شعبه شروع شد...
 
بله،‌ سال ۷۸ رئیس جمعیت هلال‌احمر شهرستان سبزوار شدم و در همان سال‌های جوانی شروع کردم به ساخت‌و‌ساز و اصلاح ساختار آن.
 چند سالتان بود که رئیس شدید؟
۲۸سالم بود.
 
برای یک جوان ۲۸ساله در اواخر دهه ۷۰ که امکانات جمعیت هلال‌احمر مثل الان نبود، مسئولیت سختی نبود؟
 
 
 
سخت بود؛ ساختمان ما به قدری مخروبه بود که وقتی به خانه برمی‌گشتم همسرم بلافاصله شلوار خاکی‌ام را می‌شست. همه شلوار من پر از خاک بود، ساختمان و فضایی داغان داشتیم و... اصلا شرایط عجیبی بود. آن سال‌ها، سال‌های ورود دکتر نوربالا به جمعیت هلال‌احمر بود و جمعیت فصل جدیدی را در کارها و فرآیندهایش تجربه می‌کرد. یک مدیریت علمی و متعهد وارد سیستم شده بود و با همان نگاهی که دکتر نوربالا به‌عنوان روانپزشک داشت، تعدادی از نیروهای جوان را وارد مقوله مدیریت در هلال‌احمر می‌کرد و به‌رغم توصیه‌ همه که به هلال‌احمر نروم، من به این توصیه توجه نکردم و رفتم هلال‌احمر و نه‌تنها پشیمان نیستم بلکه افتخار هم می‌کنم که امدادگر هلال‌احمر شدم اما انگیزه اصلی‌اش همان نام نیکی بود که از آقای دفتری شنیدم اما نشد که دفتری را در قائن ببینم یعنی هر وقت من می‌رفتم قائن و زیرکوه، آویز و درمیان، دفتری نبود و هر وقت من برمی‌گشتم آقای دفتری و دوستانشان بودند.  بعد از سیل‌های مهیب مرداد‌ سال ۸۰ در گلستان و منطقه دشت بجنورد در خراسان‌رضوی که در آن‌جا حاضر بودم عملا وارد فصل‌های عملیاتی امدادونجات شدم و بعد هم آقای دفتری را به‌عنوان مدرس در کارگاه مدیریت سوانح UNDP در گرگان دیدم، اولین دوره‌ای بود که شاگرد ایشان بودم و طبعا علاقه‌مندی من به مقولات علمی، عملیاتی و امدادی روز به روز بیشتر و بیشتر شد. در کنار آن دوره‌های مربیگری درجه ۱،۲،۳ را در هلال‌احمر گذراندم و در دانشگاه حکیم سبزواری مقولات کمک‌های اولیه را تدریس کردم. در کنار آن، رئیس هیأت کوهنوردی شهرستان، عضو هیأت‌مدیره سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی سبزوار بودم. همه اینها باعث می‌شد که اتصالاتم به مقوله امداد و نجات بیشتر شود. در ۵ دی‌ماه ۱۳۸۲ زلزله مهیب بم اتفاق افتاد و در ۲۹ بهمن ۸۲ فاجعه بزرگ انفجار قطار نیشابور که در همه این عملیات‌ها ما به‌عنوان امدادگر و شاگرد در کنار استادمان آقای دفتری بودیم و تجربه کسب می‌کردیم. درنهایت در‌سال ۸۵ من شدم معاون امدادونجات جمعیت هلال‌احمر استان خراسان‌رضوی و بعد با حفظ سمت قائم‌مقام هلال‌احمر خراسان‌رضوی. در آن سال‌ها حوادث مختلفی بود، حادثه یخبندان‌ سال ۸۶ و سیل‌ها و حوادث متعدد استان که من در عملیات‌ها شرکت می‌کردم.  
 
می‌خواهم سوالی درباره زلزله بم بپرسم. چند روایت درباره بم است که می‌گویند علاوه بر کمبود امکانات، پاسخگویی به این بحران مناسب نبود.
 
در همان زمان، در نظرسنجی‌ای که نهاد ریاست‌جمهوری از مردم بم گرفت ۷۸درصد از مردم بم اولین رضایتمندی خود را از هلال‌احمر بیان کردند ولی حادثه، حادثه بزرگی بود و خیلی وسیع بود و بعد از انقلاب یک جامعه شهری با این وسعت دچار حادثه شده بود. در زلزله منجیل و رودبار وسعت خرابی در روستاها زیاد بود اما خود شهر یکدفعه فروریخته نشده بود.  یک تجربه جدیدی بود و اگر اشتباه نکنم ۲۸ استان در آن زمان بودند که همه کشور درگیر این قضیه شدند و در نظرسنجی‌ها، مردم بم بیشترین رضایتمندی را از هلال‌احمر داشتند. به علاوه، هلال‌احمر باید سوءمدیریت‌های دیگران را هم جمع کرد.
 
چه سوءمدیریت‌هایی وجود داشت؟
 
مثلا یک اشتباهاتی در عرصه مدیریت سوانح اتفاق می‌افتاد یا رو‌ش‌های مختلفی اتخاذ می‌شد که باعث می‌شد بازتاب بیرونی و فیدبک آن به سمت هلال‌احمر برگردد. مثلا روش‌هایی اتخاذ می‌شد که زمان امداد‌رسانی را طولانی می‌کرد. طبق تبصره ذیل ماده ۳ آیین‌نامه امدادونجات، زمان امدادرسانی ۴۵ روز تا ۳ ماه است ولی چون وسعت حادثه زیاد بود، نمی‌شد این عرصه را توسط مدیران کلان سوانح کشور جمع کرد و طبیعتا هلال‌احمر مجبور بود بیشتر در این زمینه خدمت کند، هزینه کند و حضور داشته باشد.
آن موقع هم مثل الان موازی‌کاری وجود داشت؟ معمولا در حوادث بزرگ شاهد حضور خودجوش برخی نهادها هستیم که امدادگر و نجاتگر ندارند. حضور این بخش‌ها را دخالت محسوب می‌کنید یا کمک؟
 
بستگی به فراخور کار دارد. برخی اوقات به قدری وسعت حادثه زیاد است که شما مجبورید برای آواربرداری یا جست‌وجو و نجات از نیروهای نظامی استفاده کنید...
 
همین آواربرداری یک فن تخصصی است. آیا وقتی تخصص نباشد باعث ایجاد اشکال در کار نمی‌شود؟
 
توان یگان‌های نیروهای نظامی می‌تواند در کنار نیروهای هلال‌احمر خیلی کمک‌کننده باشد. در آواربرداری، امدادگران ما باید به‌عنوان سرتیم و سر فرمانده باشند و آنها در کنار ما کار کنند.
 
قبول می‌کنند؟
 
در خیلی از حوادث مثل بم، همکاری‌ها با بسیج، سپاه و ارتش خیلی خوب بود. بستگی به فرماندهانی دارد که در لحظه اول وارد می‌شوند. مثلا شهید احمد کاظمی در زمان زلزله بم در بحث هلی‌برد مصدومان واقعا آن همه مصدوم را که جابه‌جا کردیم کاری بود که یگان‌های هوایی سپاه، هوانیروز و ارتش انجام دادند و طبیعتا در بحث هلی‌برد خدمات امدادونجات و درمان مصدومان انبوه یک رکورد قوی بود که توسط هماهنگی بین‌بخشی اتفاق افتاد. یکی از گیرهای اصلی ما در مدیریت سوانح این است که شاید جایگاه‌ها را خوب تبیین نکردیم یعنی سازماندهی‌های ما شاید هنوز مشکل دارد.  
با وجود آیین‌نامه و طرح جامع امدادونجات، به نظر می‌رسد در زمان حادثه همه چیز فراموش می‌شود و باید به فکر راهکاری باشیم که هر سازمان جایگاه خودش را بشناسد.
 
 
 در سازماندهی، ما جایگاه‌های ارکان مختلف یک سازمان یا سازمان‌های مختلف را در مقوله مدیریت سوانح تعیین می‌کنیم.  من فکر می‌کنم که باید در سازماندهی یک بازنگری کنیم.  باید ببینیم که آیا سازمان مدیریت بحران باید باشد و اگر باشد با همین شکل کارش را ادامه بدهد؟ اما فکر کنم که در کمیسیون‌ها و کمیسیون شوراهای مجلس درحال مطالعه است و به زودی مجلس تصمیم می‌گیرد اما امیدواریم که از نظرات صاحب‌نظران و خبرگان این مقوله هم استفاده شود.
 
الان نقش سازمان مدیریت بحران کشور موثر و تعیین‌کننده است؟
 
 
قطعا. همین که در این ۵‌سال محوریتی در بدنه وزارت کشور ایجاد شد جای شکر دارد اما برخی معتقدند که سازمان مدیریت بحران در کجا باشد؟ آیا در همین جایگاه باشد یا در جایگاه دیگری قرار بگیرد.  مثلا در آمریکا، سازمان فیما ( آژانس فدرال مدیریت اضطراری) قبل از واقعه ۱۱ سپتامبر در حوزه ریاست‌جمهوری در حوره فدرال بود اما بعد از ۱۱ سپتامبر که نیروهای امنیتی وارد شدند رفت در حوزه ان اس ای(آژانس امنیت ملی) یا وزارت امنیت داخلی.  اما در حادثه کاترینا خیلی‌ها انتقاد کردند و گفتند چون شأن آن از ریاست‌جمهوری به سطح معاون وزیر نزول کرد در کاترینا بد عمل کردیم. در نیوزیلند و استرالیا، «مدیریت بحران» در وزارت دفاع مستقر است که خیلی هم خوب عمل می‌کند و همه از آن راضی هستند. فکر کنم باید جایگاه سازمان مدیریت بحران و حوزه عملکرد آن مشخص شود.  الان مدیریت بحران در کشور ما یک ستاد است و دست و پایی ندارد...
 
یعنی فقط نقش یک ستاد هماهنگ‌کننده را دارد؟
 
 
یک هماهنگ‌کننده کلی است و برای همین است که در فرآیندهای تصمیم‌گیری و تصمیم‌گذاری و نیز ارزیابی سوانح و مدیریت فرماندهی به‌طور ناگهانی نقش سازمان مدیریت بحران کم‌رنگ می‌شود.  خیلی‌ها معتقدند که بهتر است سازمان مدیریت بحران در ریاست‌جمهوری و با سطوحی در استان و شهرستان با نگاه سیاست‌گذاری و عملیاتی باشد. مثلا، در عربستان سازمان دفاع غیرنظامی داریم، قبل از انقلاب هم در حوزه نخست‌وزیری سازمان دفاع غیرنظامی داشتیم. البته تصمیم‌گیرنده نهایی مجلس محترم است.  در این ۵‌سال جایگاه معاون وزیر کشور را امتحان کرده‌ایم و باید یک ارزیابی کنیم و نقاط ضعف، قوت، تهدیدات و فرصت‌ها را به صورت کارشناسی بررسی کنیم و بعد برای ادامه فعالیت این سازمان یک تصمیم علمی و خردورزانه بگیریم.
 
در تهران، مدیریت بحران با شهرداری تهران است، در مشهد وضع چطور است؟
 
تهران تنها شهری است که سازمان پیشگیری و مدیریت بحران دارد و با استناد به مصوبه هیأت وزیران درخصوص قانون پیشگیری از کاهش اثرات بلایای طبیعی، مدیریت بحران با شهردار است. مشهد، اصفهان و شیراز هم درخواست کردند که این قضیه برای آنها هم اتفاق بیفتد...
شما با این قضیه موافقید؟
 
من فکر می‌کنم اگر یک وحدت رویه و انسجام در سازمان‌های مرتبط با شهر باشد و سازمان‌های شهری هم همکاری و خدمت‌رسانی کنند حوزه‌های شهری بهتر می‌توانند کار را جمع کنند...
اما درنهایت به هلال‌احمر نیاز دارند...
اما در شهرهای ما شهردار مدیر شهر نیست اما در اروپا و آمریکا شهردار مسئول شهر است یعنی وقتی پلیس را فراخوان کند پلیس از او تبعیت می‌کند، صلیب‌سرخ را بخواهد صلیب‌سرخ تبعیت می‌کند، ادارات گاز، برق و... ما هنوز در مدیریت شهری تصمیم نگرفته‌ایم که همه کارها را به شهرداری واگذار کنیم.
 
شما ۴ ماه است که اول با حکم سرپرستی و بعد به‌عنوان مدیرعامل در جمعیت هلال‌احمر خراسان‌رضوی حضور دارید. چطور شد که شما برای مدیرعاملی هلال‌احمر خراسان‌رضوی انتخاب شدید؟
 
افراد دیگری هم از استان و از سایر استان‌ها مطرح بودند اما دلیل این‌که من به دکتر فرهادی معرفی شدم هم مدیران دکتر فرهادی بودند که برای ارزیابی مدیریت استان‌ها و شناسایی مدیرانی که می‌توانند به مدیریت کمک کنند، ضمن این‌که آقای دکتر موسوی و دکتر دهقان به‌عنوان دوستان و مدیران قبلی‌ام از من شناخت داشتند و زمانی که در دوره قبل من قائم‌مقام سازمان امدادونجات بودم دکتر موسوی دبیرکل جمعیت هلال‌احمر بودند.
 
یعنی از اول انگشت تغییر روی مدیریت هلال‌احمر استان خراسان‌رضوی بود؟
 
بله یکی از اولین استان‌ها بود و دکتر فرهادی به هر دلیل تصمیم بر تغییر داشتند.
 
 
خواسته‌های رئیس جمعیت هلال‌احمر از شما برای مدیریت هلال‌احمر خراسان‌رضوی که استان مهمی به شمار می‌رود چیست؟
 
در حکمی که به من دادند آمادگی و پاسخگویی به سوانح با رویکرد منابع استانی، مدیران و مدیران سایر دستگاه‌ها و اعضا، جوانان و داوطلبان بود، یعنی یک مدیریت منابع در درون و استفاده از فرصت‌های بیرونی برای رسیدن به یک آمادگی مطلوب، گسترش فعالیت‌های بشردوستانه برای پاسخگویی موثر به حوادث و سوانح.
خراسان رضوی ۲۹ شهرستان دارد و ۱۵ شعبه جمعیت هلال‌احمر. خودتان هم گفته‌اید که این تعداد شعبه هلال‌احمر در خراسان‌رضوی کافی نیست...
در هفته هلال‌احمر ۲ شعبه در بردسکن و فریمان افتتاح می‌کنیم.
 
اما باز هم کمبود دارید. این کمبودها را چطور جبران خواهید کرد؟
 
استانداری امکاناتی را برای ساخت ساختمان‌های نمایندگی‌ جمعیت هلال‌احمر در شهرهای جغتای، چناران و مه‌ولات فراهم کرده است که درحال انجام کارها و کسب مصوبه شورایعالی جمعیت هلال‌احمر هستیم و امیدوارم تا پایان ‌سال نمایندگی جمعیت هلال‌احمر را در این شهرها ایجاد کنیم و نقاط دسترسی، ورودی و عملیاتی‌مان را با توجه به حادثه‌خیزی استان گسترش دهیم.  
 
آیا در محورهای استان با معضل جدی نداشتن پایگاه امدادونجات مواجه هستید؟
 
در شهرستان کلات که منطقه‌ای است در شمال مشهد، حادثه‌خیز و کوهستانی ما اصلا حضور نداشتیم و الحمدلله پایگاه بین‌شهری را با حمایت دبیرکل و سازمان امدادونجات افتتاح می‌کنیم. شهرستان خوشاب بین سبزوار، نیشابور و قوچان که با فرماندار آن‌جا مذاکره کرده‌ایم تا پایگاه امدادو‌نجات احداث شود. جغتای در شمال جوبن شهری است مرزی بین خراسان‌رضوی و خراسان‌شمالی که در آن‌جا هم نیاز داریم.  منطقه صالح‌آباد در تربت‌جام شهری است مرزی و محروم که قبلا سابقه زمین‌لرزه داشته است و نیاز به دسترسی به پایگاه دارد. در مشهد که یک کلانشهر است و پایتخت معنوی ایران اسلامی و دومین کلانشهر مذهبی جهان است هلال‌احمر شهرستان مشهد یک شعبه ویژه نیست یعنی مناطق و پست‌های سازمانی آن خیلی محدود است و تاکنون زحمت فریمان، کلات، چناران و طرقبه‌شاندیز را متحمل ‌شده است. درحال ساخت ساختمان هلال‌احمر طرقبه‌شاندیز هستیم و استانداری محترم کمک کرده است و انشاءالله پس از تکمیل نمایندگی طرقبه‌شاندیز را هم افتتاح می‌کنیم.
 
وضعیت جذب داوطلب در هلال‌احمر خراسان‌رضوی راضی‌کننده است؟
 
ما هیچ وقت برای جذب در جمعیت هلال‌احمر مشکل نداشته‌ایم، مردم برای ورود به جمعیت خیلی مشتاق هستند اما دغدغه ما سازماندهی و استفاده از این ظرفیت‌هاست. ایجاد مجمع خیرین در سازمان داوطلبان، فضای خوبی را فراهم کرده است تا داوطلبان ما با نیت‌های خیرخواهانه و بشردوستانه همراه شوند.
 
 
به نظر شما چرا نگهداری داوطلبان سخت است؟
 
اصول هفتگانه نهضت می‌گوید خدمات داوطلبانه از وظایف جمعیت‌های ملی است و طبیعتا در کشور ما ورود و اشتیاق به جمعیت زیاد است اما ما باید برنامه‌های مدون داشته باشیم که همیشه از این داوطلب‌ها استفاده کنیم. تعدادی از داوطلب‌ها طبیعتا به دلیل جابه‌جایی محل زندگی، مشغله کاری و... ریزش می‌کنند و خدماتشان به ما کمتر می‌شود و طبیعی هم هست که ریزش‌ها و رویش‌ها در خدمات داوطلبانه طبیعی است.  نمی‌توانیم با اجبار و اکراه از داوطلبان خدمات بخواهیم و باید برای ریزش‌ها و رویش‌ها در مقوله داوطلبی خودمان را آماده کنیم. باید با پروژه‌هایی که ایجاد می‌کنیم و مدیریت صحیح پروژه‌ها بتوانیم از داوطلبان استفاده کنیم. مثلا یکی از کارهای خوب سازمان داوطلبان در نوروز، «داوطلب‌یار امدادونجات» بود که از داوطلبان پزشک و پیراپزشک به‌طور رایگان استفاده کردیم و پزشکان خیلی سرشناس در پایگاه خدمت کردند.
 
آیا داوطلبان توقع خاصی از هلال‌احمر دارند؟
 
نه، هیچ انتظاری ندارند. بیشتر دنبال این هستند که ما به خدمات داوطلبانه آنها رسمیت و هویت بدهیم.  یکی از مسائلی که ما با داوطلبان وارد چالش می‌شویم بحث هویت‌بخشی و بحث «کارت» است. واقعا ما هنوز برای صدور کارت نتوانسته‌ایم مشکلمان را حل کنیم.
 
چه مشکلی؟
 
 یک زمانی در استان و شهرستان به راحتی برای یک عضو کارت صادر می‌کردیم اما این فرآیند در ۳‌سال اخیر به دست تهران افتاد اما درست مدیریت نشده است
 
.
ارتباط خیرین با هلال‌احمر استان چگونه است؟
 
مردم هنوز درخصوص وقف در هلال‌احمر توجیه نشده‌اند و باید خیلی روی آن کار کنیم. تاکیدی که دکتر فرهادی رئیس محترم جمعیت هلال‌احمر روی وقف و هبه داشتند باید جدی گرفته شود. آدم‌هایی که دوست دارند پولشان را در کار خیر خرج کنند وقتی خوب توجیه شوند که پایگاه امدادونجات بین شهری ما چه خدماتی دارد به راحتی می‌توانند مشارکت کنند.
 

وجود مرقد و بارگاه ملکوتی حضرت امام رضا(ع) در مشهد نیز وظیفه هلال‌احمر خراسان رضوی را سنگین کرده است.  آیا این قضیه باعث شده است تا مسئولان به هلال‌احمر استان نگاه خاص و ویژه داشته باشند؟
 
 
هلال‌احمر خراسان‌رضوی سالانه با ۲۵‌میلیون نفر زائر مواجه است.  در طرح مهر رضوان که زائران پیاده در ایام پایانی ماه صفر خیل عظیمی از مشتاقان با پای پیاده به مشهد می‌آیند،‌ سازمان امدادونجات با اعزام آمبولانس و تیم‌های امدادی به‌طور ویژه به جمعیت هلال‌احمر استان کمک می‌کند و قطعا در نگاه کارشناسی سازمان امدادونجات این مقوله دیده شده است که مشهد را با توجه به سیل عظیم مشتاقان باید جدی بگیرند. 
تاريخ: ۱۳۹۳/۲/۲۷

نظر کاربران
به نام خدایی که بازگشت همه ما به سوی اوست.
اگر تنها ترین تنهاها باشم باز خدا هست.دکتر شریعتی.
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی.
بدینوسیله این فقدان بزرگ را از طرف خود و مادرم طیبه روحانی تسلیت می گویم.
نوشته شده توسط حمید رضا امینی در تاریخ ۱۳۹۵/۸/۱۹

باسلام خدمت استاد گرامی و مهربان وبلند مرتبه
خداوند شما رابرای ما حفظ کند من به همراه خانومم شاگرد شما در دانشگاه هلال احمر مشهد بودیم و الان اینجانب به عنوان ناظر و مسئول 115 شهرستان چناران و دبیر کارگروه تخصصی بهداشت و درمان درمدیریت بحران شهرستان چناران مشغول فعالیت هستم ما هرچه داریم مدیون انتقال علم و تجربیات شما استاد عزیز هستیم
ازخداوند باری تعالی آرزوی موفقیت روز افزون شما و رسیدن به درجات و مقامات بالاتر دارم.
ارادتمند شما آگین و آشناگر
نوشته شده توسط سعید آگین در تاریخ ۱۳۹۴/۵/۷

عرض سلام و خسته نباشید خدمت دکتر احمدی مدیر عامل استان خراسان رضوی
نوشتم که بدانید در قلب همه ما جا دارید تعریف مهربانی و دلسوزی شما را زیاد شنیدم انشاالله خداوند شمارا در همه عرصه های خدمت رسانی به مردم جامعه مان یاری رساند


ومن ا...توفیق
نوشته شده توسط امدادگر در تاریخ ۱۳۹۴/۴/۷

باسلام وادب به همه دوستان،واقعا متاسفم برای تفکراتی که کار را هم سیاسی می بینندنه جهادی وارزشی ودایم دنبال قربانی شدن وقربانی کردن هستند.درجوار امام مهربانی ها برای تغییر این نوع نگاه ها دعا کنیم انشاالله
نوشته شده توسط سلیمانی در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۳

آقا یا خانم بینام ومطمئنا آقای زیر خطی ورسانه ای ،برو پینگ پنگت را بازی کن و حیا کن از حجب وحیای دکتر که تا الان لهت نکرده وبهت رحم کرده و برات از صمیم قلبی که تو نداری متاسفم مردباش ویک رنگ با یک اسم.ضمنا باآبروی دیگران بازی کردن مثل اینکه شغلته!!!!!!!!!!!بایدشغلتو عوض کنن چون ممکنه خودت وزیرتم روخراب کنی بچه جان وسیدناالاستادجناب آقای دکتر احمدی:ترحم بر گربه ی پررو/ستمکاری بودبر کارمندان
نوشته شده توسط دوست غیر رسانه ای در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۳

با موج سواری انسان ممکنه برای مدتی جایی را اشغال کنه. اما عاقبت مستعجله. متاسفانه آقای دکتر احمدی با سیاسی کاری رشد کرده اند و گاهی دوستانشان را پله کرده اند که ترقی کنند. کسانی را قربانی و کسانی را رشد داده اند نه کسانی که ذبح شده اند درخور این اقدام بوده اند و نه رشد یافته ها. امیدوارم از گدشته درس گرفته باشین آقای د کتر
نوشته شده توسط در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱

باسلام واحترام :خداقوت به شما امدادگر خستگي ناپذير باشناختي كه از توانمندي ومديريت حضرتعالي سراغ داريم وبا توجه به انتخاب وانتصاب شايسته جناب استاد بزرگوار آقاي دكتر فرهادي شاهد تحولات بزرگي در آن استان مهم واستراتژيك خواهيم بود وانشاءالله مديران محترم ستادي بتوانند از ديگر سرمايه هاي انساني نيز در راه پيشبرد اهداف عاليه جمعيت بهره بگيرند.
نوشته شده توسط عليرضا غلام پور شهري در تاریخ ۱۳۹۳/۹/۱

به نام خداوند بخشنده مهربان

جناب آقای دکتر احمدی
با سلام و عرض ادب

آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای جنابعالی و تیم مدیریت جمعیت هلال احمر خراسان رضوی را دارم.

بهادری - مدیر ایمنی، بهداشت و محیط زیست (HSE) شرکت سیمان شرق
http://pcmt.blogfa.com/
نوشته شده توسط بهروز بهادری در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۳

تغییر مدیران ستادی و شهرستان ها باعث تحول و جنب و جوش جدید در جمعیت خواهد داشت و هر مدیر می تواند بیش از چند شعبه را مدیریت نمایید
نوشته شده توسط حسین در تاریخ ۱۳۹۳/۶/۳

سلام دکتر نمیدانم دیگه وقت مطالعه نظرات را دارید یا نه. به هر حال ما شما را فرد کارکشته و زجر دیده در هلال احمر میدانیم و میدانیم که در برهه ای از زمان با شما آن کردند که شما شایسته آن نبودید و ما از اینکه یک فرد توانمندی مانند شما به اصطلاح خانه نشین شده بود ناراحت بودیم و از بر گشت مجدد شما به عرصه خدمت رسانی خیلی خوشحال شدیم،اما گاهی اوقات بعضی رفاقت ها باعث می شود که انسان چشم روی بعضی مسائل ببندد، از شما خواهشمندیم که آن بلاهایی که بر سر شما اوردند شما بر سر کسی نیاورید و عادلانه تصمیم بگیرید. با تشکر ،دوستدار شما محمد.
نوشته شده توسط محمد در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۱۹

البته خیلی هم غرور نگیرند چراکه خیلی از مدیران با تجربه سعی داشته اند کاری انجام دهند ولی همین غرور باعث شده به مسکل بخورند. بهرحال ارزوی موفقیت برای این بزرگ مرد امدادی داریم
نوشته شده توسط رضا در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۱۱

سلام و خدات قوت دکتر عزیز
اگاهی و مطالعه و کار زیاد و تجربات گذشته شما و بعضا بی مهری های مسئولین گذشته و روحیه جدی شما ؛همیشه باعث شده است شما بعنوان یک فرد خاص و یک استاد لایق درجمع دوستان شناخته شوید و با انتخاب جنابعالی به عنوان مدیری لایق و شایسته ، امیدوارم بتوانیم نقش و جایگاه جمعیت استان را بیش از پیش توسعه دهیم .به امید روزهای پرنشاط
نوشته شده توسط دوست در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۶

باسلام و خدا قوت به دلسوزان عرصه امداد و نجات کشور و به خصوص مدیر عامل محترم استان جناب دکتر احمدی
ان شاءاله با دید وسیع جنابعالی جمعیت هلال احمر خراسان رضوی بسمت ایده آل هدایت شود . و روزبه روز عرصه های پیشرفت و ترقی را نظاره گر باشیم .
سربلند باشید .
نوشته شده توسط یک همکار در تاریخ ۱۳۹۳/۵/۵

آقای احمدی باتوجه به سابقه وخدمات ارزنده شما بدون شک لایق ترین فردبرای تصدی این پست شما هستید باتشکر وخداقوت
نوشته شده توسط پسرک آشنا در تاریخ ۱۳۹۳/۴/۲۸

خدا قوت به دلسوزان عرصه امداد و نجات کشور
خدا قوت استاد دکتر احمدی
نوشته شده توسط میلاد صمیمی نعمتی در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۱۱

تا دلی اتش نگیزد حرف جانسوزی نگویدیا بقولی دلی درد اشنا را در تو دیدیم زیرا پله پله بالا امدی و کمبودها و دردها برای شما ملموس است و محسوس باشد که با طرحی نو باعث تغیر اندیشه ها گردی انشاالاه
نوشته شده توسط مینای در تاریخ ۱۳۹۳/۳/۵

باسلام و احترام؛
مصاحبه خوب باید باصطلاح پینگ پنگی باشد آنهم وقتی خبرنگار حوزه تخصصی یک رسانه آشنا به مقوله ای وارد مضمون مبتلابهی با فردی مجرب می شود ؛ درعین حال گفتگو تا حد قابل قبولی جریان دارد و انسجامش مناسب است ضمن اینکه تسلط مصاحبه شونده بر موضوعات، تا حد زیادی باعث محتوائی شدن متن شده است که جای خواندن و مجال تامل برای مخاطبان ایجاد میکند... فقط عنوان مدیرعامل هلال احمر خراسان رضوی بیشتر متناسب است با سئوالات مطرح شده تا جایگاه مدیرمسئولی این سایت وزین ... توفیق رفیق
نوشته شده توسط یک مخاطب روی خط در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۳۱

باسلام وخسته نباشید
خداقوت در این زمان اندک تغیرات زیادی ایجاد کردید خداوندحافظ شما مسئول مردمی وخدمتگزارباشد
نوشته شده توسط احمدی زاده در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۲۹

باسلام و احترامّّّّّّ، قابل توجه خیلیهاکه اگر کامل پاسخ ها را مطالعه کنند درسها ی زیادی دارد
نوشته شده توسط mjs در تاریخ ۱۳۹۳/۲/۲۸
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: