امروز: ۱۳۹۶/۷/۲۷
www.Bohraan.com
پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
«ایران» در میزگردی با حضور مسئولان و کارشناسان رسا:
 بحران در «اطلاع رسانی بحران»
فرناز قلعه‌دار - محمدرضا عزیزی
حادثه پلاسکو و حواشی دنباله دار آن در حوزه اطلاع‌رسانی و رسانه، باب دو مبحث را گشود. اول، چالش انتشار اخبار منطبق بر واقعیت و نحوه بازنمایی رسانه‌ای رویداد و دوم نقش شهروند – خبرنگار که در چند سال اخیر و همپای پیشرفت فناوری‌های اطلاع‌رسانی و ارتباطی بیش از گذشته برجسته شده است به‌طوری که اکنون همتراز طرفداران، مخالفان نقش آفرینی شهروند - خبرنگار نیز دلایل متعددی دارند که در پیوست ادعای مانع بودن شهروند - خبرنگار در روند اطلاع‌رسانی صحیح و درست مطرح می‌کنند. «اطلاع‌رسانی بحران» پلاسکو یا حوادث طبیعی و غیر طبیعی دیگر در مختصات چنین شرایطی باید مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. گروه رسانه روزنامه ایران با دعوت از کارشناسان و مسئولان و نمایندگان سازمان‌های مربوط در این حادثه سعی کرده است که به آسیب‌شناسی «اطلاع‌رسانی بحران» با محوریت حادثه پلاسکو بپردازد. در میزگرد روزنامه ایران آقایان مرتضی اکبر‌پور - معاون آمادگی و مقابله سازمان مدیریت بحران کشور، حسین درخشان – مدیر مرکز کنترل و هماهنگی عملیات جمعیت هلال احمر، دکتر اکبر نصراللهی - عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و مدیرکل پیشین اطلاعات و اخبار شبکه خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران  و دکتر رضا غنی لو - عضو هیأت علمی دانشگاه علوم انتظامی و رئیس پیشین مرکز اطلاع‌رسانی و ارتباطات مردمی نیروی انتظامی  حضور دارند. مسئولان یا کارشناسان حوزه اطلاع‌رسانی سازمان آتش‌نشانی تهران نیز از دیگر مدعوین ما بودند که با وجود تماس‌ها و درخواست‌های متعدد، رئیس روابط عمومی این سازمان اعلام کرد که این سازمان تمایلی ندارد نماینده‌ای در این نشست بفرستد و اصولاً مشکلی در روند اطلاع‌رسانی بحران پلاسکو از نظر این سازمان وجود ندارد و بهتر است این نشست یک ماه دیگر برگزار شود! ضمن احترام و ارج نهادن به تلاش‌ها و ایثارگری‌های کارکنان زحمتکش سازمان آتش‌نشانی و درود به روان شهدای آتش‌نشان که جانشان را در این حادثه فدا کردند، روزنامه ایران وظیفه خود دانست که با برگزاری این نشست، موضوع اطلاع‌رسانی بحران را به نقد و ارزیابی کارشناسان و مسئولان مرتبط بگذارد. خوانندگان گرامی در نظر داشته باشند که این میزگرد در ششمین روز از حادثه پلاسکو برگزار شد و اظهارات و سخنان میهمانان میزگرد براثرات اتفاقاتی است که تا آن روز رخ داده است.

می‌دانیم که هر حادثه و بحرانی محل آزمون و محک سازمان‌های امدادی و انتظامی مدیریت بحران است سؤال نخست این است که نقش این سازمان‌ها را در مدیریت اطلاع‌رسانی و هدایت جریان خبری چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نصراللهی: اگر بخواهیم از عملکرد رسانه‌ها در بحران ارزیابی داشته باشیم باید از منظرهای مختلفی آن را بررسی کرد. نخست باید دید رسانه‌ها در مراحل مختلف کارشان را چگونه انجام دادند؟ به‌عنوان مثال قبل از بحران ساختمان پلاسکو عملکردشان چگونه بوده در زمان وقوع چگونه کار کردند و در دوره بحران که الان در آن قرار داریم به چه شکل کار می‌کنند و سپس یکی دو ماه آینده که ماجرای آوار‌برداری و ظواهر و آثار خرابی‌ها جمع می‌شود چه کار خواهند کرد؟
بروز بحران در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی امری طبیعی است و در همه دنیا ممکن است اتفاق بیفتد. هر جا بحران وجود داشته باشد به ابزاری به نام رسانه نیز برای مدیریت بحران نیاز است. اما متولیان بحران باید این ابزار را به‌درستی بشناسند و از آن بدرستی استفاده کنند و هم خود رسانه‌ها باید وظایف و کارکردهایش را به‌درستی انجام دهد و گرنه خود رسانه هم دچار بحران می‌شود که در حال حاضر رسانه‌های ما در بحران هستند و نمی‌توانند بحران را مدیریت کنند. اما بعد از این مقدمه به سراغ این می‌رویم که رسانه‌های ما درباره حادثه تخریب پلاسکو چه کرده‌اند یا درباره بافت‌های فرسوده دیگر چگونه عمل کردند؟
آیا رسانه‌های ما پیش از وقوع این حادثه درباره مخاطرات آن بموقع اطلاع‌رسانی کردند؟
نصراللهی: آنچه  عجیب و غیر طبیعی است اینکه ما به مدیریت بحران نگاه مقطعی و نقطه‌ای داریم. یعنی رسانه‌ها کارشان را با زمان بحران شروع و بعد‌ از اتمام بحران نیز کارشان را تمام می‌کنند. یک مرحله‌ای دانستن بحران مشکل اساسی در مدیریت بحران در کشور ما است. بیشتر بحران‌ها قابل پیش‌بینی هستند. به گفته معاون شهردار قبل از این حادثه 7 بار به کسبه این برج هشدار داده بودند. چمران رئیس شورای شهر تهران در نماز جمعه گفته 14بار و گیل آبادی سخنگوی شهرداری بیش از 30 بار هشدار را ذکر کرد که این تعارض و اطلاعات آماری متفاوت عجیب است چرا که هشدار کتبی است نه شفاهی!
پس این مشخص می‌کند که برج پلاسکو ناایمن بوده است. وقتی براساس بند 14 ماده 55 قانون شهرداری، آنها حتی در مورد بالکن خانه‌های مردم نیز می‌توانند دخالت کنند پس چرا درباره ساختمان پلاسکو اقدامی انجام ندادند؟ چرا رسانه‌ها در قبال این موضوع سکوت کردند، می‌توانیم نتیجه بگیریم رسانه‌ها وظیفه‌شان را در مرحله قبل از بحران به‌درستی انجام نمی‌دهند و ارزیابی من این است که متأسفانه رسانه‌ها در این زمانه نمره مردودی گرفته‌اند. در واقع من معتقدم رسانه‌ها بیش از مسئولان مقصر هستند. چرا که اگر کارشان را درست انجام می‌دادند مسئولان را مجبور به پاسخگویی و مردم را متوجه مشکل کرده و آموزش می‌دادند تا تبعات بحران پایین بیاید. این طبیعی است که مسئولان، صرفنظر از گرایش جناحی خود تمایل ندارند اشکالات‌شان را بیان کنند این رسانه‌ها هستند که باید در تمام فرآیند بحران کارشان را درست انجام دهند. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از حدود 40 بحرانی که در دنیا وجود دارد حدود 30 مورد آن در ایران اتفاق افتاده است. در چنین کشوری رسانه‌ها همیشه باید دغدغه بحران و ستاد دائمی بحران داشته باشند و به مردم آموزش دهند.
 آقای دکتر غنی‌لو  در ادامه صحبت های دکتر نصراللهی با توجه به سابقه‌ای که شما در مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی داشتید بفرمایید چطور می‌توان این بحث را آسیب‌شناسی کرد؟  و اطلاع رسانی قبل و بعد از بحران را چگونه ارزیابی می کنید؟
غنی‌لو: اگر بخواهیم مصداقی در مورد حادثه اخیر صحبت کنیم باید از بحث منفی و نقاط ضعف به سمت نقاط قوت برویم. می‌دانیم که بحران سه مرحله دارد قبل، هنگام و بعد از بحران. در حوادث به‌طور معمول فاز یک وجود ندارد. چرا که اگر بدانیم قرار است سقوط کنیم هرگز آن کار را نمی‌کنیم. در مورد حادثه پلاسکو هم روز قبل از آن هیچ‌کس حتی حدس نمی‌زد چنین حادثه‌ای رخ دهد یا ابعادش آنقدر وسیع و بنیان کن باشد. حالا وقتی حادثه‌ای بدون مقدماتش وارد اصل موضوع می‌شود با فرآیندی به نام دستپاچگی مواجه می‌شویم. ضمن اینکه ما تمرین اطلاع‌رسانی در حوادث بسیار بزرگ را نداریم. درست است که بتازگی بحث برخورد قطار و زلزله بم را داشتیم اما واقعیت این است که هر اتفاقی در پایتخت می‌افتد نگاه رسانه‌ای وسیع‌تری به آن می‌شود. حالا می‌خواهم بگویم که چرا همه در اطلاع‌رسانی دستپاچه شدند.
یک: فاز اول را نداشتند، دوم: تجربه اتفاقی به این وسعت را در مرکز پایتخت نداشتند که این باعث شد دقت در اعلام خبر زیر سؤال رفت. تا حدی که حتی در بعضی از شبکه‌های اجتماعی داخلی تعداد تکذیب‌ها و تأیید‌های اخبار را محاسبه کرده‌اند و وقتی تعداد تکذیب‌ها در واقعه‌ای زیاد می‌شود نشانگر این است که چقدر آزمون و خطا بالاست. این تکذیب‌های زیاد و تناقض‌های آماری مسئولان باعث زیر سؤال رفتن اعتماد می‌شود و اخبار رسانه‌ملی و خبرگزاری‌های رسمی مورد پذیرش مردم قرار نمی‌گیرد. اما در این حادثه نقاط مثبت هم داشتیم یکی این بود که اطلاع‌رسانی آنلاین بود. شبکه خبر یک پنجره‌ای باز کرده و به شکل زنده در محل دوربین گذاشته و عملیات را لحظه‌به لحظه نشان می‌داد.
اما در فاز سوم که اطلاع‌رسانی پس از بحران است باید صدا و سیما، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران و روزنامه «ایران»  و سایر مطبوعات بیایند و موضوع را آسیب‌شناسی کنند و ببینند چه کرده‌ایم که مردم علاقه‌‌شان برای گرفتن اخبار و اطلاعات به شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های غیر رسمی بیش از کانال‌های رسمی است. آن موقع است که موضوع شهروند - خبرنگار و اینکه چرا مردم به‌جای همراهی و کمک، تلفن‌های همراهشان را درآورده و فیلم می‌گیرند روشن می‌شود. شاید این آسیب‌شناسی در رفتار رسانه‌ای خود حاکمیت بوده و مردم می‌خواهند خودشان مخابره گر باشند با تفسیرهای خودشان.
‌ جناب اکبر‌پور با توجه به اینکه سازمان مدیریت بحران یک سازمان هماهنگ‌کننده بین دستگاه‌هاست چه سازوکارهایی برای ارزیابی یک بحران و نحوه اطلاع‌رسانی آن در رسانه‌ها پیش‌بینی شده است؟
اکبرپور: نخست عرض تسلیت دارم به مناسبت شهادت فرزندان رشید و شجاع ایران اسلامی که نقش‌آفرینی کردند و جانشان را در راه خدمت به مردم در طبق اخلاص گذاشتند و با این خانواده‌ها ابراز همدردی می‌کنیم. به‌عنوان مقدمه می‌خواهم جایگاهی که سازمان مدیریت بحران کشور در بحث حوادث و سوانح دارد را به طور مختصر اشاره کنم بعد به موضوع مصداقی آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو و متن و حواشی آن بپردازم. ساختار ملی سازمان بحران کشور این است که یک شورای عالی است که رئیس آن رئیس‌جمهوری و قائم مقامش وزیر کشور است. رئیس سازمان هم طبق قانون بعد از تأیید شورای عالی که حدود 27 نفر از مقام‌های عالی نظام یعنی رؤسای سه قوه و 13 نفر از وزیران و رؤسای سازمان‌ها و سران ارتش و سپاه و بسیج و ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس سازمان صدا و سیما و رئیس جمعیت هلال احمر که همگی عضو شورای عالی هستند، با حکم وزیر کشور منصوب می‌شود. در واقع رئیس‌سازمان بحران معاون ویژه است که اعتبارش را از شورای عالی می‌گیرد.
این سازمان یک شورای هماهنگی دارد که 15 نفر از معاونان وزیران و نماینده ستاد کل نیروهای مسلح عضو آن هستند. سیاست‌ها، تدابیر و تمام مسائل مربوط به بحران در کشور در این شورا طرح موضوع می‌شود. بخشی که باید به شورای عالی برود به آن سمت می‌رود و یک بخش را نیز که خود این اعضا تأیید می‌کنند به امضای وزیر کشور و قائم‌مقام می‌رسد و به دستگاه‌ها ابلاغ می‌شود. متناظر همین شورا در استان‌ها نیز وجود دارد که شورای هماهنگی استان‌ها نام دارد و استانداران به‌عنوان نماینده عالی دولت رئیس این شورا هستند.
شهر تهران به لحاظ اینکه پایتخت است، قانونگذار آن را هم وزن استان‌ها محسوب کرده است یعنی رئیس شورای هماهنگی بحران شهر تهران همان شهردار است.
‌این شورا 14 بازوی عملیاتی یا کارگروه دارد که در رأس این کارگروه‌ها به انتخاب رئیس آن دستگاه یکی از معاونانش قرار می‌گیرد و به وزیر کشور معرفی می‌شود و ایشان از جایگاه قائم مقام رئیس‌جمهوری به وی ابلاغ حکم می‌کند و شرح وظیفه می‌دهد تا بداند قبل از بحران، هنگام بحران و بعداز آن چه وظایفی دارد و به تمام 14 وزارتخانه این وظایف از سوی وزیر کشور ابلاغ شده است.
اما بی‌تردید این رخداد اخیر آخرین رخداد ما نخواهد بود. ما از قبل آسیب‌ها را می‌شناسیم و می‌دانیم که بالاخره یک روز اتفاق خواهد افتاد در بحث مدیریت افکار عمومی که بسیار مهم و فنی است باید گفت، این یک کار بسیار تخصصی است چون با روان مردم سروکار دارد و یک خطای کوچک می‌تواند صدمه‌های خیلی بزرگی به جامعه وارد کند. یک مثال می‌زنم وقتی چهره‌ شهیدان این حادثه یا همکارانشان که به‌خاطر آنها روحیه خود را باخته و گریه می‌کردند از تلویزیون پخش می‌شد بلافاصله با رئیس کارگروه در صدا و سیما ارتباط گرفتیم و گفتیم چه کار دارید می‌کنید؟
همکاران شما صحنه‌ها را به گونه‌ای دارند به مردم منتقل می‌کنند که هم از نظر روحی و روانی مردم را جریحه‌دار می‌کنید هم اینکه فضای غیرقابل تحملی را ایجاد کرده‌اید. متأسفانه در روزهای اول وضعیت به‌گونه‌ای برای مردم نمایش داده می‌شد که وقتی از یک مادر می‌پرسیدند آیا می‌خواهی فرزندت یک آتش‌نشان شود می‌گفت: هرگز نمی‌خواهم.
بدین ترتیب از آنها خواستیم به جای این واژه‌ها کلماتی به کار ببرند که نشان از شجاعت، فداکاری و القای انرژی مثبت به مردم داشته باشد نه اینکه جامعه را تهی کنیم. بنابراین توانستیم این موضوع را مدیریت کنیم.
بین خود دستگاه‌های مرتبط، برای مدیریت و اطلاع‌رسانی بحران چگونه هماهنگی شد؟
اکبرپور: من خودم لحظه حادثه در محل بودم نخستین کاری که کردم گفتم فرمانده حادثه شما باید یک نفر باشد که گفتند شهردار منطقه 12 فرمانده است.
قرار شد تمام هماهنگی‌ها و امکانات از جمله ستاد بحران ارتش همه با هماهنگی شهردار منطقه فعالیت کنند تا پراکندگی ایجاد نشود. موضوع بعدی تعیین سخنگو بود که الان هم البته ایشان هستند اما با ورود قالیباف -شهردار تهران - فرمانده عملیات تغییر کرد و خود شهردار فرماندهی را برعهده گرفت. می دانیم که نقش رسانه‌ها نقش مستمر و تداوم‌بخشی است به نظرم اگر ظرفیت رسانه‌ها را ارزیابی کنیم باید گفت ظرفیت رسانه‌ها در زمان  حادثه اگر 20 باشد بعد از حادثه باید 50 شود. اگر رسانه به وظیفه خود بخوبی عمل کند و مطالبه‌گر باشد در آسیب‌شناسی بسیار مؤثر است. پارسال در زلزله نپال نامه‌ای خطاب به شهردار تهران نوشتیم مبنی بر اینکه در این زلزله ساختمان‌های بلندمرتبه ریخته شده است لطفاً یک تیم کارشناسی تخصصی از افراد دانشگاهی و مراکز فنی و خودتان به‌عنوان رئیس تیم به محل بروید تا از نزدیک حادثه ارزیابی شود و تجربیاتشان را به ایران بیاورند اما ایشان هیچ توجهی به نامه نکرد. اگر این اتفاق می‌افتاد الان کارمان آنقدر سخت نبود چرا که نخستین بار است یک ساختمان 17 طبقه در کشور دچار آتش‌سوزی و تخریب می‌شود. اگر این ساختمان به شکل فروکشی پایین نمی‌رفت و به اطراف تخریب می‌شد خسارت‌های جانی و مالی بسیار زیاد می‌شد.
در این حادثه آتش‌نشانی گزارشی ارائه کرد مبنی بر اینکه قبلاً در ساختمان پلاسکو مانور انجام داده و همه آسیب‌ها و نواقص را شناسایی کرده بودند حتی از وجود تانکر سوخت در طبقه هشتم هم خبر داشته‌اند. اینکه پارچه‌ها تا زیر سقف کاذب و راه‌پله‌ها طاقه طاقه چیده شده بود. اما موضوع اصلی این است که آتش‌نشانان در مواجهه با چنین حادثه‌‌ای  تجربه‌ نداشتند. نردبان تا طبقه هشتم بیشتر نمی‌رفته و حتی آبی که ریخته شد وارد ساختمان شد و هم پارچه‌ها را سنگین‌تر و هم استخری از آب داخل ساختمان ایجاد و وزن مرده را چند برابر و ساختمان به سمت داخل فروکش کرد. آنچه گذشت باید درسی برای همه ما باشد. من معتقدم ما شرایط هشدار، اضطرار و بحران داریم اگر مدیر بتواند شرایط اضطرار را خوب مدیریت کند هرگز به بحران تبدیل نمی‌شود ژاپنی‌ها در 90 درصد مواقع در شرایط اضطرار قرار می‌گیرند اما به بحران تبدیل نمی‌شوند.
آقای درخشان، سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که اصولاً چرا حادثه پلاسکو تبدیل به یک بحران ملی شد و ابعاد اطلاع‌رسانی پلاسکو نیز در سطح یک بحران درجه یک قرار گرفت؟
 درخشان: بی‌تردید هیچ آتش‌سوزی و زلزله و حادثه‌ای به خودی خود باعث بحران فرهنگی اجتماعی نمی‌شود و این عوامل مختلف هستند که ایجاد بحران و فاجعه می‌کنند.
ما تعریف خاصی از حادثه و سانحه و فاجعه و بحران داریم آیا این یک بحران بود؟ آیا اگر این حادثه در یک شهرستان اتفاق می‌افتاد این بحران ایجاد می‌شد؟ نخست باید در ادبیات همه ما و رسانه‌ها یک تعریف واحد وجود داشته باشد. ما به‌عنوان رئیس کارگروه امداد و نجات و آموزش همگانی یک سؤال داریم. جناب دکتر نصراللهی فرمودند رسانه‌ها مقصر هستند بله قبول داریم اما آیا مسئولان همکاری لازم را با رسانه‌ها داشته‌اند؟‌ چند سالی است که هلال‌احمر دوره‌های آموزش خبرنگاری در بحران را ایجاد کرده است تا به آنها بگوییم که در زمان بحران و قبل و بعد از آن چه کار کنند اما آیا قبل از آن ما به خبرنگاران گفته بودیم که شما وظیفه مطالبه‌گری دارید؟ آیا اجازه داده‌‌ایم خبرنگار مطالبه‌گری کند یا اگر این کار را کرده بلافاصله در آن خبرگزاری و رسانه را بسته‌ایم؟
می‌دانیم که رسانه در بحران‌زایی و بحران‌زدایی تأثیر زیادی دارد. شاید ساختمان پلاسکو بحران نبود اما به خاطر اینکه در تهران رخ داد تبدیل به بحران شد و از طرفی حضور بیش از حد رسانه‌ها به این امر دامن زد. در دورانی که بحث شبکه‌های اجتماعی وجود دارد بستن خبر و تکذیب آن معنا ندارد چرا که هیچ اتفاقی را نمی‌توان مخفی کرد. چند سالی است که ما به دنبال آموزش همگانی هستیم در همین حادثه خیلی‌ها گفتند مردم باعث شدند خودروهای امدادی نتوانند بموقع به محل برسند آیا ما قبل ازاین حادثه به مردم یاد داده بودیم که در چنین موقعیتی باید چه کار کنند؟
هلال‌احمر یک انجمن عام‌المنفعه است با بودجه دولتی بسیار اندک که چند سال است آن را هم دریافت نکرده‌ایم وقتی می‌خواهیم بحث آموزش همگانی برای مردم ایجاد کنیم رسانه ملی هزینه زیادی از ما طلب می‌کند تا به مردم آموزش دهیم که در مواقع بحران چه کنند؟!
یکی از بزرگ‌ترین معضلات این بود که در هیچ جای دنیا مدیریت حادثه در دل حادثه نیست. سازمان پیشگیری مدیریت بحران چندین میلیارد هزینه کرده ساختمان ساخته اما جلسات مدیریت بحران در رستوران طبقه دوم یک ساختمان در مجاورت پلاسکو برگزار می‌شد در صورتی که ما ساختار «آی‌سی‌اس» داریم. وقتی جلسه در همان محل حادثه برگزار شد آن را تبدیل به بحران کرد چرا که بعد از آن رئیس‌جمهوری و وزیران و نمایندگان مجلس و مقام‌ها در محل حضور پیدا کردند و سطح توقع‌ها بالا رفت. تشکیل جلسات مدیریت بحران در محل حادثه هجمه و فشار روانی را بالا برد.
موضوع دیگر بحث شهروند - خبرنگار است که از منظری رسانه‌ها را هم به چالش طلبیده است؛ نظرتان در مورد این پدیده جدید ارتباطی در این حادثه چیست؟ آنها در مدیریت این حادثه کمک کردند یا مانع و مزاحم بودند و بر دامنه بحران افزودند؟
نصراللهی:متأسفانه در این بحران بیشترین انتقادها به شهروند - خبرنگار شد و همه به نوعی بخشی از اشکالات خودشان را به دوش مردم انداختند و چنین وانمود کردند که شهروند - خبرنگاران مانع کارشان شدند. بنده نظر متفاوت و بالعکسی را دارم؛ معتقدم هم در واقع امر، این‌گونه نیست و هم اینکه عقل و سیاست اقتضا می‌کند که حتی اگر هم این گونه باشد ما آنها را مقابل ستاد بحران قرار ندهیم. به نظرم ما باید از ظرفیت شهروند - خبرنگاران استفاده کنیم. گفتند که مردم داشتند عکس سلفی می‌گرفتند و در روند کار  امدادرسانی ایجاد مزاحمت کردند؛ بحث من این است که وقتی حدود 600 واحد تجاری آنجاست و حدود 4 هزار نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم آنجا شاغل بودند یا ارتباط اقتصادی داشتند؛ وقتی عوامل زیادی درگیر حادثه هستند و خانواده‌هایشان نگران جان آنها هستند و حالا به این تعداد یکسری افراد کنجکاو را هم اضافه کنیم، انتظار دیگری نمی‌توان داشت. آن هم در محلی که به لحاظ فیزیکی اگر 4 لیتر آب هم بریزیم سبب ترافیک می‌شود؛ درست نیست مقصر همه مشکلات را شهروند - خبرنگاران بدانیم. به نظرم اصلاً این امر هم خلاف واقع است و هم باید بپذیریم که در هر صورت فضای مجازی یک سونامی رسانه ایجاد کرده است. این سونامی رسانه‌ای را نباید نادیده بگیریم بلکه باید از این ظرفیت استفاده کنیم؛ اتفافاً اگر اینها نبودند رسانه‌های رسمی ما به بحران اینقدر توجه نمی‌کردند.
بعضاً مواردی در فضای مجازی است که هر گز در رسانه‌های رسمی نمی‌توانیم آنها را ببینیم.اما اگر اجازه بدهید چند نکته  دیگر را هم بیان کنم؛ جناب دکتر غنی‌لو فرمودند که در حوادث، فاز اول یعنی قبل از بحران وجود ندارد. بحران‌ها را به قابل پیش‌بینی و غیرقابل پیش‌بینی و تلفیقی تقسیم می‌کنند. بنده اصلاً نمی‌توانم قبول و باور کنم که اینها جزو حوادث هستند؛ وقتی می‌گویید 30 بار هشدار دادم؛ وقتی می‌دانید که این ساختمان عمرش حدود بیش از 50 سال است؛ وقتی می‌دانید که آنجا مواد قابل اشتعال هست و سوخت در آن ذخیره شده؛ چرا می‌گوییم فاز اول وجود ندارد.
بنده در مصاحبه‌ای گفتم اینها قتل عمد به شمار می‌روند، وقتی می‌توانیم حوادث را پیش‌بینی کنیم و به مردم آموزش دهیم تا دچار مشکل نشوند؛ وقتی این کار را رسانه‌ها و مسئولان انجام نمی‌دهند؛ این قتل عمد است و از لحاظ شرعی دچار مشکل است.
رئیس قوه قضائیه می‌گوید پلمب کردن راه حل نیست؛ خب چه کسی گفته راه حل هست؟ مگر جریمه کردن یا زندانی کردن راه حل است؟ اما وقتی من گوش نمی‌کنم و خلاف می‌کنم؛ باید زندان بروم.
شما 2 ساختمان را دستور پلمبش را صادر کنید؛ بقیه خود به خود حساب کار دستشان می‌آید.
شهردار تهران یا معاونش می‌گویند که ضابط قضایی نداریم و اگر بیاید مشکل حل می‌شود و غیره؛ بحث من این است که شما چطور با ساختمان علاء‌الدین برخورد کردید؟ اینها تعارضاتی است که مردم نمی‌توانند آنها را قبول کنند. جان و مال مردم چیزهایی هستند که هیچ جوری نمی‌توان به‌دست آورد. ما یک نمایش و گردشگری سیاسی در محل بحران راه انداخته‌ایم؛ همه آقایان در برنامه‌های زنده سیما حاضر می‌شوند. شبکه خبر سیما خیلی زحمت کشید و از همان ابتدا حادثه را پوشش داد اما برخی از افراد آنقدر غرق در کارهای نمایشی و سیاسی هستند که متوجه نمی‌شوند؛ این نکته شوم چه تبعاتی برای ماجرا دارد. شما نشان می‌دهید که همه آقایان می‌آیند و گزارش کار می‌دهند اما بگویید کدام مسئول آمد و گفت که اینجای کارمان ایراد داشت؛ عذرخواهی می‌کنیم و شرمنده‌ایم. همه می‌آیند و می‌گویند که ما از فلان ساعت شروع کردیم، نیروهای ما اینجا بودند و این کارها را انجام دادند و غیره؛ در واقع فقط گزارش کار می‌دادند. چون دیدند بازار داغ است و ارتباط زنده و در تهران هم هست همه آمدند و دوربین شبکه خبر هم موضوع را پر حجم نشان داد؛ اما بعد از یک هفته دیدیم که نه اتفاق خاصی افتاد؛ نه یک نفر را زنده درآوردیم و نه پیش‌بینی‌هایمان که مثلاً 6 روزه جمع می‌شود؛ درست از آب درآمد.
آن روی قضیه این است که همه با تمام قدرت آمدند اما نتوانستد یک ساختمان را جمع بکنند؛ همه دلسوزی می‌کنند و ما هم تشکر می‌کنیم اما آن سوی قضیه چیز دیگری القا می‌شود. عرضم این است که می‌دانیم تهران شهر زلزله خیزی است یا نه؟ می‌دانیم فقط یک ساختمان شبیه ساختار پلاسکو در پایتخت وجود ندارد یا نه؟ اگر یک حادثه رخ داده و تمام امکانات کشور بسیج شده و این خروجی‌اش شده است دیگر چه باید گفت؟
به نظر شما سازمان مدیریت بحران پیش از وقوع بحران تا چه حد با رسانه‌ها و استادان دانشگاه‌ها در خصوص اطلاع‌رسانی پیشگیری تعامل دارد؟
نصراللهی: سازمان مدیریت  بحران از ظرفیت دانشگاهیان و کارشناسان مستقل استفاده نمی‌کند. دستگاه‌های مختلف برای یک مجری برنامه حاضر هستند 10 یا 20 میلیون تومان بدهند تا برنامه اجرا بکند اما برای یک مدل بحران و فردی که بیاید آموزش دهد حاضر نیستند یک میلیون هزینه کنند.
واقعیت این است که آقایان در جاهای مختلف پیوست رسانه‌ای ندارند این می‌شود که وقتی در 6 ماه 12 آتش‌سوزی در پتروشیمی‌ها رخ می‌دهد؛ فرماندار، استاندار، امام جمعه، فرمانده سپاه، اطلاعات، وزیر و غیره حرف می‌زنند؛ خوب کجا پیوست رسانه‌ای داشتید که اینها باید حرف بزنند. ما باید ستاد دائمی بحران داشته باشیم.
در کشوری که ما هر روز و هر ماه و هر سالش با بحران مواجه هستیم؛ همه مدیران ما باید مرد بحران باشند تا اینکه مرد سیاست باشند. باید حرفه‌ای باشند؛ اول باید از این افراد تست مدیریتی و آزمون مدیریت بحران گرفته شود، بعد بروند در مسند بنشینند و گرنه در کار مشکل ایجاد می‌شود. نکته دیگر اینکه، گفتند چرا تکذیب‌ها زیاد هستند؛ اگر شما انحصار اطلاعاتی ایجاد می‌کنید و فقط می‌گویید همکاران صدا و سیما بیایند؛ یکسری ایراداتی به همراه دارد.
در مواقع بحران چسبندگی مردم به رسانه بیشتر می‌شود؛ نیاز مردم هم به اطلاعات در بالاترین حد قرار می‌گیرد. وقتی شما نیاز اطلاعاتی مردم را تأمین نکنید مردم به سمت شایعات می‌روند. امروزه برخی از کانال‌های فضای مجازی مخاطبانش حتی از روزنامه‌ها و بخش‌های خبری صدا و سیما بیشتر است حالا وقتی به اینها اطلاعات نمی‌دهید و فقط به صدا و سیما بها می‌دهید؛ معلوم است آنها از منابع دیگری خبر را دریافت می‌کنند و این خبر تکذیب می‌شود.
وقتی شهردار در زمانی که هنوز اجساد را کشف نکرده اعلام می‌کند که 20 نفر جان باخته‌اند و تسلیت می‌گوید و بعد سخنگو حرف دیگری می‌زند و هنوز در روز ششم ما 7 جسد بیشتر کشف نکرده‌ایم؛ این می‌شود که تکذیب‌ها زیاد می‌شود.
بنده به‌عنوان یک معلم و کارشناس که تخصصش مدیریت بحران است و تمامی بحران‌ها را بررسی کرده و اطلاعاتش را دارم؛ عملکرد ستاد بحران را علی رغم زحماتی که می‌کشند، مناسب و مطلوب نمی‌دانم و اصلاً بحران را در ستاد بحران می‌دانم. معتقدم حتماً باید ساختار ستاد بحران تغییر کند و بازنگری جدی روی آن انجام شود. مگر نگفتند که بیش از 30 بار هشدار داده شده است، سؤال من این است که اولاً وقتی ادعا می‌شود که یک دستگاه تخصصی مثل آتش‌نشانی یا شهرداری 30 بار هشدار داده است؛ ستاد بحران چرا مداخله نکرده است؟ چرا نرفته قبل از اینکه اتفاقی بیفتد جلویش را بگیرد.
اطلاعاتی که بنده دارم و شاید هم دقیق نباشد این است که تا 3 روز نخست حادثه هنوز آن تیم خودش را پیدا نکرده و هنوز برخی از امکانات مثل برش لیزری و برخی از این دستگاه‌ها و جرثقیل‌های مختلف نبوده است؛ حتی شنیدم که یک دستگاهی را از بخش خصوصی گرفته‌اند.
ستاد بحران یا شهرداری چرا نباید در تهران بالگرد داشته باشد؟ درصدی از پروانه‌های ساختمانی که شهروندان پول می‌دهند باید برود به سمت تجهیز آتش‌نشانی. اگر یک بخشی کارش را انجام نمی‌دهد اولاً باید ستاد بحران معترض شود دوم اینکه رسانه‌های کشور پیگیری بکنند.
وقتی می‌بینیم نردبان‌های آتش‌نشانی 10 یا 12 طبقه بیشتر نمی‌توانند کار انجام دهند؛ چرا بالگرد ساعت 10 صبح بعد از اینکه همه کار تمام شده است؛ می‌آید؛ نوشداروی بعد از مرگ سهراب است. به هر صورت یکی اینجا مقصر است، این مقصر چه کسی است؟
آقای نصر‌اللهی نقش نظارتی رسانه‌ها را در این بحران چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نصراللهی: به دلایل مختلف سیاستمداران و مسئولان مایل نیستند اشکالات و ضعف‌هایشان گفته شود؛ فقط رسانه‌ها را در زمان بحران می‌خواهند آن هم برای ارائه گزارش کار می‌خواهند.
در اینجاست که نقش نظارتی رسانه‌ها مهم است و رسانه‌ها باید بیایند مقام مسئول را بازخواست و از وی مطالبه بکنند؛ همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند آنها را پاسخگو کنند.
انصافاً اگر مسئولان بخواهند رسانه‌ها همکاری می‌کنند اما اگر مسئولان به هر دلیلی نخواستند چه باید کرد؟ آیا این دلیل برای رسانه موجه است که ساکت بنشیند؟
اطلاعاتی که بنده دارم این است، هشداری که داده‌اند اینگونه بوده که آتش‌نشانی رفته از پلاسکو بازدید کرده و گفته فقط پله‌ها ظرفیت و گنجایش خروج را ندارد و کپسول‌های آتش‌نشانی را هم پر کردند؛ همین. محتوای هشدار این بود و حالا در تعدادش هم می‌گویند فقط یک بار بوده است.
آیا منظورتان شهرداری است؟
نصراللهی: بله، سؤال این است که ستاد بحران کجا آمده با هیأت امنای ساختمان تشکیل جلسه داده یا با بنیاد مستضعفان که مالک است جلسه‌ای گذاشته باشد. پس بنابراین هشدار ندادن یا هشدار دادن و اقدام نکردن نظیر همین حادثه‌ای که اتفاق افتاد؛ درس نگرفتن از بحران‌های قبلی به شمار می‌رود. بهره‌برداری سیاسی، هزینه نداشتن یا هزینه پایین مدیریت از جمله دیگر مباحث این موضوع است.
آتش‌نشانی می‌داند که آن سازه‌های فلزی پلاسکو فقط 2 ساعت تحمل آنگونه حرارت را دارند وقتی دیدند آتش‌سوزی 3 ساعت شد، باید مأموران را خارج می‌کردند؛ برای چه آنجا بودند؟ خود آتش‌نشانی هم باید پاسخگو باشد.
چرا ستاد بحران با بنیاد مستضعفان و هیأت امنا جلسه‌ای نداشته چرا رسانه‌ها سراغ بنیاد مستضعفان یا هیأت امنای ساختمان پلاسکو نرفته‌اند و بازخواست نکرده‌اند که چرا به هشدارهای اعلام شده توجهی نمی‌کنید و نکردید؟
فاجعه بارتر از بحران به نظرم غافلگیری و توجه ناکافی به اقدام پیشگیرانه است؛ تمرکز فقط به اطلاع‌رسانی در زمان وقوع بحران است و غفلت از مراحل قبل و بعد از آن. اینکه ما فقط رویکرد توصیفی را اتخاذ بکنیم و فقط در بحران بگوییم چه شده و از رویکردهای تبیینی غفلت کنیم که چرا اینگونه شده با این وضعیت اگر اتفاق دیگری بیفتد همین‌طور ما شکننده هستیم. در هر صورت ما هزینه‌های بالای جانی و مالی در بحران‌هایی که دلایل مشابه دارند و قابل پیشگیری هستند، می‌دهیم.
به نظرم پلاسکو می‌تواند یک فرصت باشد؛ با وجود تلخی‌هایی که دارد، چون ده‌ها پلاسکو دیگر در تهران و شهرستان‌های مختلف وجود دارد. ای کاش رسانه‌ها و مسئولان دو هفته بعد از گرفتن عکس‌های یادگاری این موضوع را فراموش نکنند.
بحرانی که ما داریم این است که رسانه‌ها و مسئولان همزمان با شروع بحران وارد کار می‌شوند و پس از خاتمه آن را دیگر فراموش می‌کنند.
مدیر بحران باید بین امنیت ملی و حق مردم به دانستن و امنیت روانی آنها یک رابطه منطقی ایجاد کند؛ نمی‌شود شما به دلایل مختلف یک طرف ماجرا را بگیرید و طرف دیگر را نادیده بگیرید.
 آقای دکتر غنی لو شما نقش شهروند خبرنگار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 غنی لو: من فکر می‌کنم شهروند خبرنگار یک فرصت طلایی است و نباید نفی شود. اینها فرافکنی است که می‌گوییم چرا مردم ایستاده بودند فیلم می‌گرفتند یا اینکه چرا آتش‌نشان ساختمان را ترک نکرد یا انتظار داریم مردم از کوچه و خیابان بروند آتش را خاموش کنند. ولی این واقعیت است که باید به مردم مهارت شهروندی یاد بدهیم. بگوییم وسط خیابان جای ایستادن نیست یا اگر صدای آژیر خودروی امدادی شنیدید باید خودروی خود را به سمت راست بکشی. من به‌عنوان نماینده کشورم به یک سفر خارجی رفتم آنجا یاد گرفتم که در پله برقی باید سمت راست بایستم و سمت چپ آزاد باشد تا اگر کسی کار فوری داشت از آن مسیر برود.
تجربه نشان داده فیلم‌هایی که مردم در صحنه حوادث می‌گیرند از آنجا که از زاویه‌های مختلف گرفته می‌شود بعد از بحران برای بررسی موضوع بسیار مهم است. از سوی دیگر افزایش شهروند - خبرنگار از لحاظ روانشناسی اجتماعی بدین معنی است که مردم می‌گویند من نقش می‌خواهم. چرا که هیچ نقشی برای مردم در بحث‌های مشارکتی تعریف نمی‌شود ساده‌ترین نقش را که اتفاقاً با اهمیت‌ترین نقش هم است خود مردم انتخاب کرده‌اند. شهروند - خبرنگار اشاره به نکته مهمی در دوره مدرن و فرا مدرن دارد و این همان است که به آن مطالبه گری می‌گویند. شهروند ما یاد گرفته که خودش سند بسازد و مطالبه کند. مگر ما همیشه نمی‌گفتیم مردم چرا انقدر بی‌تفاوت هستید؟ البته نمی‌گویم این سطح اقدام شایسته است اما چون به مردم آموزش نداده‌ایم آنها در همان سطحی که بلد هستند برای خودشان یک نقش تعریف کرده‌اند. حالا باید به آنها آموزش دهیم که پخش شایعه بدون منبع و سند ممنوع است. اما پخش اخبار مستند ممنوع نیست.
از طرفی آقای دکتر نصراللهی تصور کردند که من گفته‌ام در این حادثه فاز یک وجود نداشته اما من منظورم این بود که در این حادثه هیچ‌کس غیر از خدا نمی‌دانست در آن ساعت قرار است این آتش‌سوزی با این اتفاق ریزش به وقوع بپیوندد. در نقش‌های آگاه‌سازی آنچه دیده نشده آموزش مهارت‌های شهروندی به دانش‌آموزان است. ما 200 روز وقت دانش‌آموز را می‌گیریم و مجبورش می‌کنیم سن فلان دانشمند را حفظ کند و در امتحان پس بدهد اما به او مهارت‌های شهروندی را یاد نمی‌دهیم. حالا که خلأ آموزشی و مربی داریم بهتر است اورژانس کشور، آتش‌نشانی و پلیس داوطلب شوند و در مدارس آموزش عملی بدهند.
 حالا که گفته‌اند در تهران 150 ساختمان مشابه پلاسکو وجود دارد آیا رسانه‌ها می‌توانند نام این ساختمان‌ها را اعلام کنند؟
غنی لو: من به شما قول شرف می‌دهم و می‌توانید این را تیتر کنید که این کار انجام نخواهد شد. این مانند همان بحث‌هایی است که در گذشته برخی می‌گفتند نام مفسدان اقتصادی در جیبم است اما هیچوقت از جیب بیرون نیامد. چرا این کار عملی نیست؟ برای اینکه اگر نام این ساختمان‌ها اعلام شود قیمت اقتصادی اینها افت خواهد کرد. و مطمئناً مالکان‌شان به دادستانی و دیوان عدالت اداری مراجعه خواهند کرد و سازمان اعلام‌کننده را محکوم می‌کنند و نظر مهندسی را که اظهار نظر کرده اینجا فرسوده است را نیز به توسط کارشناسان رسمی دادگستری دیگری نقض کرده و می‌گویند حالا که می‌خواهی اعلام کنی می‌گوییم که مثلاً 150 ساختمان نیست 650 ساختمان است. بنابراین به خاطر تضاد منافع چنان بحران اجتماعی به وجود خواهند آورد که انتهایش معلوم نیست. متأسفانه ما ملاحظه کاری فرهنگی به قدمت دو ،‌سه هزار سال داریم. قانونگرایی و قاطعیت در اجرا نداریم و همه با هم تعارف داریم و با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی می‌کنیم. بنابراین از این دست اتفاقات از این به بعد کم نخواهیم دید مگر اینکه یک نسل جدید ساخته شود. امیدوارم نسل بعدی عاقل‌تر، قانونگراتر و دارای مهارت‌های شهری باشند. وگرنه مشکلات ما با روش‌های سنتی حل نمی‌شود ریاست قوه قضائیه هم که گفتند مشکل با پلمب کردن حل نمی‌شود یعنی قضات ما دنبال اجرای قانون سفت و سخت نباشند. یک مثال می‌زنم ریاست بنیاد مستضعفان بعد از چهار روز از این حادثه خودشان را نشان داده و گفتند ما به تعداد این واحدها در ساختمان‌های دیگرمان به افراد آسیب دیده واحد می‌دهیم. آیا نمی‌توانستند یک ماه قبل این کار را اعلام کنند؟ اینها نکاتی است که باید بعد از این بحران به آن پرداخت. نباید فقط شهرداری را مقصر دانست. وقتی قانون را نگاه می‌کنیم روش‌های اعلام خطر را معرفی کرده ولی در قسمت برخورد، ممانعت و اجرای قانون همه را به مقام قضایی موکول کرده است. مدعی‌العموم دادستان است. چه اقدام قضایی برای تخلیه اینگونه ساختمان‌ها صورت گرفته است. شهرداری فقط گزارش بازدیدش را پیوست یک اخطاریه کرده است و هیچ اقدام قضایی صورت نگرفته است مالک که اینجا فرد نیست بنیاد مستضعفان است.

درخشان: متأسفانه بحران در کشور ما از سوی مسئولان جدی گرفته نمی‌شود. بارها رئیس جمهوری گفته‌اند انبارهای هلال احمر باید پر باشد و ما هنوز هیچی نداریم. می‌گوییم در تهران زلزله خواهیم داشت اما باز هم هیچ‌کسی این موضوع را جدی نمی‌گیرد. اگر در تهران زلزله بیاید ما فقط باید امداد هوایی داشته باشیم اما فقط سه تا از بیمارستان‌های ما فضای بالگرد دارد.
آقای اکبر‌پور، چه دستورالعمل‌ها و آیین نامه‌هایی در سازمان مدیریت بحران کشور درباره اطلاع‌رسانی بحران تدوین و به دستگاه‌های مرتبط ابلاغ شده است؟
اکبرپور: راجع به اطلاع‌رسانی سازمان بحران باید بگویم ما یک دستورالعملی را به تصویب شورای هماهنگی بحران کشور به سازمان صدا و سیما و استانداری‌های سراسر کشور و وزارتخانه‌هایی که عضو سازمان بحران هستند ابلاغ کردیم. صدا وسیما به‌عنوان مسئول اطلاع‌رسانی و آموزش در کشور معرفی شده است هماهنگی و آموزش خبرنگاران به عهده صدا و سیماست تا در زمان بحران یک خبرنگار خط قرمزهایش مشخص باشد. خبرنگاران می‌توانند در زمان بحران اخبار را به گونه‌ای منعکس کنند که بحران زدایی کنند یا بالعکس که در این رابطه با صدا و سیما برای مدیریت این امر تفاهمنامه‌ای امضا کردیم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم و هلال احمر و اعضای کارگروه مربوطه همه با هم هماهنگ هستند. در بحران‌ها کار تیمی است و شکست یک سازمان به معنی شکست کل گروه است. ما در بیشتر شهر‌ها در مورد زلزله این را تمرین کرده‌ایم اما در شهر تهران به دلیل مشکلاتی که در ساختار شهرداری وجود دارد نتوانسته‌ایم هنوز این کارگاه‌ها را برگزار کنیم.
اطلاع‌رسانی شبکه خبر صدا و سیما و سایر رسانه‌ها تا چه حد منطبق با این آیین نامه‌ها بود؟
اکبرپور: ضمن اینکه قدردان زحمات این افراد هستیم اما همین که شبکه خبر صدا وسیما فرایند آواربرداری را به شکل آنلاین پخش می‌کند اشکال دارد چرا که الان دنیا دارد درباره ما قضاوت می‌کند. می‌گویند تمام هجمه نظام پای کار رفتند اما با گذشت بیش از شش روز نتوانستند برای یک ساختمان کاری انجام دهند اگر زلزله بیاید و ده‌ها ساختمان مانند پلاسکو تخریب شود چه کار می‌خواهند بکنند.
 تصویری که ما از آتش‌نشان‌ها در رسانه‌ها ارائه کردیم در این حادثه تصویری گریان بود و صلابت و استواری آتش‌نشانان در این حادثه کمتر به تصویر کشیده شده بود. این خط قرمز ماست  و چهره آتش‌نشانان نباید آسیب ببیند. ما این همه در 8 سال دفاع مقدس شهید دادیم اما روز به روز به داوطلبان جبهه اضافه می‌شد. اما در این حادثه جوری موضوع را مطرح کردیم که الان دیگر هیچ خانواده‌ای حاضر نیست فرزندش آتش‌نشان شود.
خب شاید این خیلی تقصیر رسانه‌ها نباشد و امدادگران به لحاظ روحی آسیب دیده بودند.
اکبرپور: من موضوعی را می‌خواهم بگویم اینکه گفته‌اند باید آتش‌نشانان شهید محسوب شوند بازتاب منفی در جامعه ایجاد خواهد کرد. چرا که خانواده آنهایی که در قبل از این حادثه جان باخته‌اند نیز مطالبه گر خواهند شد. در کشور ما آتش‌نشانان در حوادث مختلف جانشان را از دست می‌دهند در حادثه قطار نیشابور 400 نقر از امدادگران ما شهید شدند اگر قرار باشد فقط این افراد را شهید خدمتی بنامیم باید این را به بقیه نیز تسری دهیم. البته در لایحه قانون بحران کشور که الان در مجلس است یک ماده‌ای را لحاظ کرده‌ایم که افرادی را که در زمان بحران به هر نحوی از انحا آسیب ببینند یا فوت کنند به‌عنوان فداکاران خدمتی خطاب کنند و تمامی مزایای مصادیق شهدای نیروهای مسلح برایشان در نظر گرفته شود. نمایندگان مجلس نیز این را تأیید کرده‌اند و منتظر رأی نهایی هستیم واگر مصوب شود همه این افراد را تحت پوشش قرار خواهیم داد اما اینکه گفته‌اند این افراد شهید هستند و قطعه‌ای به نام شهدا برایشان در نظر گرفته شده نیز از همان حرف‌های احساسی و غیر کارشناسی بود که باید رسانه‌ها این را نیز پیگیری کنند.
درخشان: نکته‌ای که باید تأکید کنم اینکه در این حادثه ما اخبار را در انحصار شبکه خبر قرار دادیم واین مناسب نبود. نشان دادن لحظه‌ای عملیات آواربرداری آیا دردی از خانواده‌های افراد گم شده دوا می‌کند؟ نکته دیگر بحث حمایت روانی است اینکه نیروهای آتش‌نشانی بلافاصله دچار حادثه شدند باید تیم‌های پشتیبان وارد عمل می‌شدند یعنی گروهی که دوستانشان آسیب دیده‌اند باید با نیروهای دیگری جایگزین می‌شدند تا بازتوانی داشته باشند. نیروهای هلال احمر در این زمان در محل حضور داشتند و می‌توانستند کمک کنند اما آتش‌نشانی و شهرداری اجازه ورود به تیم‌های هلال احمر نداد. ما تا جایی که توانستیم در دوره‌های آموزشی خود برای امدادگران حمایت‌های روانی را جا انداخته‌ایم تا با واقعیت‌های حادثه آشنا باشند و در لحظه حادثه دچار بحران درونی نشوند مانند آنچه برای آتش‌نشانان افتاد. همین انتشار تصاویر باعث می‌شود روحیه روانی امدادگران به هم بریزد امیدوارم این درسی برای همه ما باشد که در آینده بتوانیم بهتر عمل کنیم.
با توجه به انتقاداتی که مطرح کردید، چه پیشنهادهایی برای بهبود وضع موجود در زمینه آمادگی و اطلاع‌رسانی بموقع و پیش از وقوع بحران دارید؟
نصراللهی: اول پیشنهاد می‌کنم که اگر قرار است مدیریت بحران را جدی بگیریم درس مدیریت بحران را در تمامی مقاطع دانشگاهی و مدارس متناسب با رشته تحصیلی هر فردی بگنجانیم.
دوم اینکه آموزش، هشدارهای بحران و استفاده از همه فرصت‌ها همچون بهره‌مندی از تجربیات سایر کشورها را در دستور کار قرار دهیم. به‌عنوان مثال اگر در ژاپن زلزله 8 ریشتری می‌آید باید ببینیم چه کار می‌کنند که تلفات نمی‌دهند. به عبارتی از تمام ظرفیت‌های داخلی و خارجی استفاده کنیم.
تجدید نظر در ساختار مدیریت بحران و جابه‌جایی در افراد، تشکیلات و ساختارها در صورت ضرورت، نگاه غیر سیاسی به بحران و نگاه تخصصی و ملی داشتن به آن نه نگاه غیر ملی و جناحی داشتن به بحران، مرور تجربیات داخلی و خارجی در کارگاه‌های آموزشی رسانه‌ها بسیار مهم است، تغییر ساختار شورای تأمین در استان‌ها یعنی اعضای حقیقی را عضو ستاد کنید نه دولتی و حاکمیتی را چرا که آنها به دلایل مختلف با هم کنار می‌آیند. ایجاد ستاد دائمی بحران، در کشوری مثل ایران که این همه بحران رخ می‌دهد ستاد موقت معنا ندارد.
 توجه به تمامی ابعاد بحران از جمله دیگر مباحث این موضوع است چرا که وقتی توجه نشود شایعات به وجود می‌آید. شهرداری می‌گوید ما به مالکان هشدار دادیم اما حتی یک رسانه نیامد با آنها مصاحبه کند. مساله دیگر اینکه حالا که تحریم‌ها برداشته شده چرا آتش‌نشانی ما مانورهای مشترک حداقل با کشور روسیه برگزار نمی‌کند تا اینکه بدانند چه میزان باید آب روی ساختمان بریزند. کمک از رسانه‌ها برای مدیریت بحران پیشنهاد من این است چرا که رسانه‌ها ظرفیت زیادی دارند.

 

برش

نصراللهی: جناب اکبرپور گفتند 14 کارگروه و ستاد بحران دارند و وزیرکشور حکم می‌دهد و وظایفشان به آنها ابلاغ می‌شود؛ شورای هماهنگی و غیره که همگی روی کاغذ کاملاً درست است ولی من می‌خواهم بگویم ساختار ستاد بحران و رسانه‌های ما متأسفانه سیاسی و جناحی است نه حرفه‌ای. اصلاً دغدغه مسئولان و رسانه‌های کشورما بحران نیست؛ وزیر کشور حکم می‌زند ولی صدا و سیما دغدغه‌اش باید مدیریت بحران باشد. صدا و سیما 150 ساعت در 24 ساعت شبانه روز از شبکه‌های مختلف فقط خبر پخش می‌کند؛ 300 ساعت برنامه‌های سیاسی در طول هفته پخش می‌کند؛ می‌خواهم عرض کنم سهم مدیریت بحران در این 24 ساعت به چه میزان است؟
آلودگی هوا یکی از بحران‌هایی است که در کشورمان هر سال داریم؛ این را هم نگوییم حوادث است؛ چون قابل پیش‌بینی هستند. اما فقط در فصل وارونگی هوا به سراغش می‌رویم و مدرسه‌ها را تعطیل می‌کنیم ولی در طول سال به سراغش نمی‌رویم. چرا نمی‌گوییم مکزیکوسیتی یا لندن که شرایط مشابه ما را داشتند؛ برای آلودگی چه اقداماتی انجام دادند؟ نیروی انتظامی نیز دغدغه حرفه‌ای ندارد چرا که اگر داشت در طول سال معاینه‌های فنی خودروها را بررسی و آنها که دودزا و ناقص بودند توقیف می‌کرد.
آقای نجار رئیس سازمان مدیریت بحران گفتند حداقل مسائل ایمنی رعایت نشده، اگر افراد یک درصد درآمد‌شان را برای ایمنی هزینه می‌کردند این اتفاق نمی‌افتاد سؤال من این است که به چه کسی این حرف‌ها را می‌زنیم؟ این حرف با حرف‌های رئیس قوه قضائیه تعارض داشت ایشان گفتند رئیس سازمان مدیریت بحران گفته‌اند اگر ما اینها را تعطیل و تخریب می‌کردیم خبرنگاران معترض نمی‌شدند؟ سؤال من این است که آیا مگر در موارد دیگر ماحرف خبرنگار را گوش می‌کنیم و به آن اهمیت می‌دهیم؟ من به‌عنوان یک فرد رسانه‌ای در هیچ جا نشنیدم که شهرداری به این ساختمان هشدار داده باشد. چرا قبلش جریان رسانه‌ای راه نینداختید؟
اکبرپور: برخی صحبت‌های شما با واقعیت تطبیق ندارد.
نصراللهی: اگر یک مورد را بفرمایید ممنون می‌شوم.
اکبرپور: شما گفتید ستاد بحران چرا دائمی نیست؟ از سال 1387 به طور رسمی قانون بحران کشور در سطوح ملی، استانی و شهرستانی تصویب شد و تمام مناطق ستاد بحران دارند.
نصراللهی: بله بنده هم عرض کردم اینها تابلوی کار است. من خودم 25سال در صدا وسیما بودم. آیا در آنجا ستاد دائمی دارید؟
اکبرپور: اتفاقاً بزرگترین مشکل ما در صدا و سیماست. ما دستورالعمل اطلاع‌رسانی بحران به آنها داده‌ایم. ما همه در صحبت کردن قهرمانیم اما در عمل هیچ.  در حالی که خطر بیخ گوش ماست. نه سازه‌هایمان درست است نه ایمنی داریم. وقتی برنامه پنجم توسعه اعتبارات سازمان مدیریت بحران را سلب کرده و به معاونت برنامه‌ریزی می‌دهد سازمان بحران باید معجزه کند؟
یک نکته‌ای که باید اینجا بیان کنم این است که در حال حاضر بیشتر مسئولان در بیمه و وزارت کار و غیره دارند قول‌هایی به این افراد می‌دهند که سطح توقع‌ها را بالا می‌برند و این خودش یک خطر است. چرا که نمی‌توانند به این قول‌ها عمل کنند و آنها به نوعی این وعده‌ها را از نظام مطالبه می‌کنند و ضربه‌اش نیز به نظام وارد می‌شود. این خیلی بد است که یک مسئول وعده‌ای بدهد و نتواند عمل کند. همین رئیس بنیاد مستضعفان گفته این ساختمان را دو ساله می‌سازد. مگر ممکن است؟ همین الان هم اقدام کنند فقط یک سال طول می‌کشد مجوزهای لازم را بگیرند. شما خبرنگاران این وعده‌ها را جایی یادداشت کنید و چند ماه بعد از مسئولان مطالبه کنید.
 



برش

عملکرد سخنگوی ستاد مدیریت بحران پلاسکو چگونه  بود؟
درخشان : تعیین سخنگو در این حادثه هر چند کار بسیار خوبی بود اما یک سخنگو را باید از قبل آماده کنیم؛ ما دستورالعمل‌هایی در هلا‌ل‌‌احمر داریم که از قبل می‌دانیم سخنگوی آتش‌نشانی و بحران چه کسی است؟
ما سال‌هاست که سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران را داریم همان ستاد باید سخنگو داشته باشد نه آتش‌نشانی. متأسفانه آقای ملکی نتوانستند جایگاه سخنگویی را در این زمینه بخوبی رعایت کنند. انتخاب سخنگو از دستگاهی که در این حادثه بیشترین تهدید را داشت کار مناسبی نبود، متأسفانه در ساعت‌های اولیه این حادثه صحبت‌ها بیشتر احساسی بود نه منطقی چون بیشتر اخبار تکذیب می‌شد. باید واقعیت‌ها را پذیرفت اگر پلکان آتش‌نشانی ما تا طبقه دوازدهم بیشتر نمی‌رود نباید بگوییم ما بهترین آتش‌نشانی دنیا را با تجهیزات کامل داریم. مردم همه چیز را می‌بینند ولی چون سخنگو از دستگاهی است که بیشترین آسیب را دیده و در حال عملیات هستند سعی می‌کند احساسی صحبت و عمل کند. یکی دیگر از اشکالات نیز این بود که وظیفه سخنگوی ستاد مدیریت بحران این است که عملکرد تمام دستگاه‌ها را ارائه کند ولی وقتی ما سعی کردیم به مصوبه احترام بگذاریم و تا جمعه بعدازظهر هم هیچ‌ مصاحبه‌ای نکردیم متوجه شدیم هیچ اسمی از هلال‌احمر در این حادثه برده نشد در صورتی که از ساعات اولیه حادثه تیم‌های ما در محل حضور داشتند و بالگردهای ما ساعت 10 صبح آماده بودند.
اکبرپور: دو فروند بالگرد سپاه و دو فرزند بالگرد هلال‌احمر آماده بودند اما قبل از آنکه وارد عملیات شوند ساختمان فرو ریخت و دیگر نخواستیم نوشدارو بعد از مرگ سهراب شویم.
یعنی اگر ساعت 8 صبح به شما اطلاع داده بودند که بالگرد نیاز دارند می‌فرستادید؟
اکبر پور: بله می‌فرستادیم. در اینجا اقدام‌های امدادی ما بر اساس ارزیابی و درخواست آتش‌نشانی صورت می‌گرفت.
درخشان: ساعت 8 و 40 دقیقه حادثه به ما اعلام شد 6 تیم آمبولانس ما به‌عنوان پشتیبان اورژانس در محل حضور پیدا کرد و به فرمانده عملیات آتش‌نشانی هم اعلام حضور کردیم اما ساعت 11 اعلام شد که آتش خاموش شده است. ما براساس درخواست آتش‌نشانی وارد عمل می‌شویم. البته از آنجا که آتش بین طبقات 12 و 13 بود اگر از بالا هم آب ریخته می‌شد به آن طبقات نمی‌رسید. به هر حال چون سخنگوی آتش‌نشانی نتوانست عملکرد همه دستگاه‌ها را ارائه دهد از عصر جمعه اورژانس، هلال‌احمر و نیروی انتظامی خودشان شروع به اطلاع‌رسانی کردند.
نصرالهی: ایشان ظرفیت بسیار خوبی دارد و از آن استثنا‌هاست که بالقوه اگر بر رویش کار شود می‌تواند سخنگوی خوبی شود اما چون احتمالاً به لحاظ رسانه‌ای آموزش لازم را ندیده و کار تیمی را یاد نگرفته؛ این ممکن است ایجاد اشکال کرده باشد.
جالب این بود که به سخنگوی آتش‌نشانی احتمالاً گفته بودند که مدام بگوید خبر رسمی را از صدا و سیما بگیرید و به فضای مجازی اعتماد نکنید. در حالی که فضای مجازی و این شبکه‌ها از عناصر، متغیرها و عوامل اصلی بازی هستند؛ وقتی آنها رابه رسمیت نمی‌شناسید و می‌گویید از آنها اخبار نگیرید این به نوعی اعلام جنگ و دیوار کشیدن و کار فوق‌العاده اشتباهی است.
غنی‌لو: فشار کاری و روانی بالایی روی سخنگوی آتش‌نشانی بود، آنقدر با شبکه‌های مختلف مصاحبه کرده بود که دیگر صدایش گرفته بود. نقطه قوتی که نسبت به اتفاقات قبلی وجود داشت این بود که برای این حادثه سخنگو تعیین شده بود و مانند حوادث قبلی همه مسئولان و افراد مختلف در حال خبردادن نبودند.
تاريخ: ۱۳۹۵/۱۱/۱۰

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: