امروز: ۱۳۹۷/۳/۳۱
www.Bohraan.com
مدیر سایت
 
دکتر سیدمجتبی احمدی

پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



ارسال به دوستان  نسخه چاپی
میزان تلفات مرتبط با مراکز درمانی و کارکنان آنها ب:
 کشتار داوطلبان صلح
کشته‌شدن فیزیوتراپ اسپانیایی به دست بیمار مبتلا به فلج اطفال با ضرب گلوله افغانستان دومین کشور خطرناک در جهان برای انجام فعالیت‌های بشردوستانه بعد از سودان است
محمد نسیم که ١٩‌ سال است برای درمان به مرکز ارتوپدی کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ می‌رود، می‌دانست که برای ورود به این مرکز او را بازرسی بدنی نخواهند کرد.

او می‌گوید: «تصور نمی‌کردند دست به اینچنین کاری بزنم.» برای پنهان‌کردن اسلحه نیمه‌اتوماتیک توکارف روسی خود تلاش خاصی نکرده بود -فقط زیر شلوار قمیضش (لباس سنتی مردان و زنان در کشورهایی مانند افغانستان، هند، پاکستان، بنگلادش، نپال، بوتان، مالدیو و سریلانکا) پنهان کرد و با ویلچر خود به سمت راهرو اصلی حرکت کرد.
لورنا انبرال پرز، فیزیوتراپ اسپانیایی که تنها چندین روز قبل در این مرکز مشغول به کار شده بود، ساعت ١٠صبح بعد از اتمام جلسه‌ای با کودکان، برای صرف چای وارد راهرو شد؛ به فیزیوتراپی کودکان علاقه بسیاری داشت.
نسیم در صندلی‌اش به سمت انبرال حرکت کرد. انبرال به این مرد ٢١ ساله نزدیک شد تا کمکش کند از ویلچر بلند شود و راه برود. نسیم می‌گوید که نمی‌دانسته انبرال چه کسی است اما اشتباهی حدس می‌زده که او مدیر این مرکز است. تفنگ را از زیر لباسش درمی‌آورد وبدون این‌که حرفی بزند از فاصله‌ای بسیار نزدیک به سمت قلب انبرال شلیک می‌کند.
نسیم می‌گوید: «کنترلم را از دست دادم. نمی‌توانستم درست فکر کنم.» این نخستین مصاحبه تلفنی نسیم از زندان است که بعد از حادثه تیراندازی در مزار شریف از شهرهای شمالی افغانستان انجام می‌دهد. هنگام انجام این مصاحبه وکیلی در کنار نسیم برای تأیید هویتش حضور داشت.
بعد از آن «به عقل آمدم و با خودم فکر کردم: چی کار کردم؟ چون من بیمار مبتلا به فلج اطفال هستم و بیش از هر کس دیگری به این مرکز نیاز دارم. هیچ‌کس به اندازه من در عمرش از این بیماری زجر نکشیده است.»
انبرال ٣٨ ساله حدود یک‌ سال بود که برای مراکز ارتوپدی اطراف افغانستان کار می‌کرده و قبل از آن شغل‌های مشابهی در مالایی، اتیوپی و تانزانیا داشته است.
همکارانش بعدها در بیانیه‌ای نوشتند «رابطه لورنا با کودکان فوق‌العاده بود. حضور لورنا فضای هر محیطی را مثبت می‌کرد.» حمله نسیم باعث شد که مدیریت این مرکز مهم به دست سازمان صلیب‌سرخ و امدادرسانی به هزاران مجروح جنگی در شمال افغانستان بعد از حدود سه دهه در معرض خطر قرار گیرد. بعد از این حادثه نه‌تنها مرکز ارتوپدی برای دو ماه بسته شد بلکه این سازمان قصد دارد مدیریت آن را به سازمان دیگری که مایل باشد، انتقال دهد.
نسیم برای کارش هیچ توضیحی ندارد. اول آن را به‌عنوان عملی بدون فکر توصیف کرد؛ اما دو روز قبل از تیراندازی، تفنگ را از خانه‌اش در ولایت بغلان به مزارشریف آورده بود که مستلزم قاچاقی ردکردن آن از چندین ایست بازرسی در مسیر است.
بعد ادعا کرد که طالبان با تهدید به کشتن خانواده‌اش او را وادار به این کار کرده‌اند. طالبان هم با تمجید از فعالیت‌های سازمان صلیب‌سرخ این ادعا را بشدت رد کرده است. امین جان، پدر نسیم، در مصاحبه‌ای مجزا ادعاهای پسرش را مسخره می‌کند و می‌گوید او پسر من نیست.
نسیم می‌گوید: «نمی‌دانم چه چیزی باعث شد این کار را انجام دهم.» او تنها شهروند افغانستان نیست که فردی خارجی را بدون هیچ انگیزه واضحی به کشتن می‌دهد. در‌ سال ٢٠١٤، عکاس آسوشیتدپرس به دست یک مامور پلیس کشته شد. یکی دیگر سه آمریکایی را در بیمارستانی کشت. هر دو نفر به بازرسان گفته بودند که هیچ هدفی برای انجام این کار نداشته‌اند.
هیچ‌کدام از آنها هیچ‌گونه ارتباطی با طالبان یا گروهک‌های شورشی نداشته‌‌اند؛ نسیم هم همین‌طور. انگیزه نسیم در‌ هاله‌ای از ابهام است، اما تلاشی هم برای انکار کارش نمی‌کند. او می‌گوید: «برای کاری که کردم به جهنم می‌روم. مرا باید بکشند.»
حالا نسیم باید برای گرفتن حکم به اتهام قتل و تروریسم در دادگاه حاضر شود. در افغانستان مجازات اعدام وجود دارد و اغلب هم اجرا می‌شود.
او تا اینجای کار هم هزینه آن را پرداخت کرده است. در زندان مزار شریف با ٤٠ نفر دیگر در یک سلول زندگی می‌کند. هنگام دستگیری یکی از ارتز‌هایش افتاد و در کنار ویلچر جا ماند. ارتز دیگرش هم در زندان شکست.
او می‌گوید: «دیگر نمی‌توانم راه بروم. از دستانم استفاده می‌کنم.»
او می‌گوید از صلیب‌سرخ درخواست نمی‌کند تا ارتزهایش را درست کنند یا ویلچرش را پس دهند. «از کاری که کردم بسیار پشیمانم.» برای انجام این مصاحبه یکی از هم‌سلولی‌هایش او را روی پشتش حمل کرده بود.
نسیم می‌گوید بیشتر نگران آینده این مرکز صلیب‌سرخ است تا شرایط خودش. «برای کشته‌شدن آماده‌ام تا این مرکز تعطیل نشود. هیچ‌کس بیشتر از من نمی‌داند چقدر به این مرکز نیاز داریم.»
سال گذشته، ١٩هزار نفر در این مرکز که یکی از هفت مرکز ارتوپدی صلیب‌سرخ است، درمان شده‌اند. بسیاری از بیماران قربانیان چهار دهه جنگ و زندگی در سرزمینی پر از مین و بمب هستند. دیگران هم در کشوری که خدمات درمانی مناسبی ندارد، به درمان نیاز دارند.
نسیم به اصرار می‌گوید که هیچ شکایتی از نحوه درمانش در مرکز ندارد. «کارکنان آن مانند پدر و مادر دومم بودند.»
این مرکز برای هر دو پایش ارتز درست کرده،  نحوه راه‌رفتن مسافت‌های کوتاه را آموزش داده و در فیزیوتراپی به او کمک کرده است. برای نسیم ویلچر مخصوصی ساختند تا بتواند برای مسافت‌های طولانی‌تر از آن استفاده کند.
یک روز قبل از تیراندازی به انبرال، برای تعمیر ارتز‌های ارتوپدی‌اش و تنظیم آن و چک‌کردن ویلچرش به مرکز آمده بود. از دو سالگی برای انجام این کارها به مرکز رفت و آمد داشته. او حالا ٢١‌ سن دارد.
عتیق‌الله عتیق، تکنیسینی که مانند اکثر اعضای کارکنان مرکز معلول است، تنظیمات ارتوپدی را برای نسیم انجام داده و هیچ رفتار غیرعادی از او ندیده است.
احمدخلید وحیدی، یکی از فیزیوتراپ‌های این مرکز می‌گوید: «دو ‌سال تحت درمان خودم بود. نمی‌دانم چه‌طور توانست این کار را بکند.»
در یازده سپتامبر، درٍ کارگاه عتیق رو به راهرو باز بود. بعد از شنیدن صدای تیر انبرال تلوتلوخوران به سمتش می‌آید. او می‌گوید: «انبرال دستش را روی سینه‌اش گذاشته بود و به طرف من حرکت می‌کرد، همه‌جا پر از خون شده بود و گریه می‌کرد.آه‌ه‌ه‌ه! آه‌ه‌ه‌ه و بعد روی زمین افتاد و جان داد.»
او می‌گوید بعد از آن صدای نسیم را شنیده که فریاد می‌زند «الله‌اکبر». وحیدی هم که در آن لحظه به محل حادثه رسیده همین را شنیده.
نسیم این گفته را انکار می‌کند و می‌گوید خودش را فورا تسلیم کرده. او می‌گوید: «بعد از تیراندازی پریشان شدم. هیچی یادم نمی‌آید؛ فقط تفنگ را روی زمین انداختم.»
اما به گفته وحیدی وقتی که نسیم قصد داشته به سمت دیگران شلیک کند، تفنگش قفل شده و در حالی ‌که سعی می‌کرده قفل آن را باز کند با ویلچرش فرار می‌کرده. در آخر، بستگان یکی از بیماران او را به زمین زده و توانسته تفنگ را از دستش خارج کند. از ‌سال ٢٠٠١ انبرال ٣٨ ساله، دهمین کارمند کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ است که در افغانستان کشته می‌شود. ‌سال گذشته بر اثر حمله به سه ماشین حامل کمک‌های بشردوستانه هنگام عبور از دشت لیلی در ولایت جوزجان، ٦ نفر جان باختند و دو نفر گم شدند. این موضوع برای موسسه‌ای که به واسطه توانایی‌اش در اجرای عملیات در مناطق جنگ‌زده معروف است ضربه بزرگی تلقی می‌شود. انبرال همچنین پانزدهمین امدادگری است که امسال در افغانستان کشته می‌شود. افغانستان دومین کشور خطرناک در جهان برای انجام فعالیت‌های بشردوستانه بعد از سودان است.
دومینیک پارکر، رئیس دفتر سازمان ملل برای هماهنگی فعالیت‌های بشردوستانه در افغانستان می‌گوید: «به ‌نظر می‌رسد شدت درگیری باعث سلب احترام تمام طرفین حاضر در درگیری از تعهدات خود در برابر قوانین بین‌المللی بشردوستانه می‌شود.»
میزان تلفات مرتبط با مراکز درمانی و کارکنان آنها بشدت افزایش یافته است؛ از ٤١ نفر در‌ سال ٢٠١٦ تا ٨٦ نفر تا آخر ماه آگوست ‌سال ٢٠١٧.
پارکر می‌گوید: «مراکز درمانی بارها به محل درگیری تبدیل شده‌اند. اوایل امسال، نیروهای مسلح باعث شدند تا کلینیک‌های بهداشتی بسته شوند که همین موضوع باعث محروم‌شدن نیم‌میلیون نفر از دسترسی به درمان شده است.»
به‌ نظر می‌آید نیروهای دولتی خود در راه‌اندازی هولناک‌ترین حادثه جنگی دست داشته‌اند. در‌ سال ٢٠١٥، حمله هوایی نیروهای آمریکایی باعث از بین رفتن یکی از بیمارستان‌های پزشکان بدون مرز در قندوز شد. در آن حادثه ٤٢ نفر، شامل ١٢نفر از کارکنان این سازمان کشته شدند. این حمله به درخواست نیروهای افغانستان به دلیل بدگمانی به پزشکان بدون مرز انجام شد که با پایبندی به قوانین بین‌المللی بشردوستانه شورشیان هم تحت درمان قرار
می‌گرفتند.
بعد از این حمله، بیمارستان ٤٠تخت‌خوابی محلی در قندوز به تنها بیمارستان برای درمان ترومای شهروندان در چهار ولایت شمالی تبدیل شد.
بیمارستان‌های دولتی در معرض دخالت‌های نظامی قرار دارند. طالبان حاضر نبودند نیروهای زخمی خود را در بیمارستان‌های دولتی بستری کنند. درحالی‌که به همراه داشتن اسلحه در بیمارستان ممنوع است، نیروهای امنیتی این قانون را با پررویی تمام زیر پا می‌گذارند.
عبدل رئوف، سرپرستار بیمارستان می‌گوید: «اینجا ماندن برای ما بسیار سخت شده. احساس امنیت نداریم. نظامیان دولتی هر روز با اسلحه‌های خود وارد این‌جا می‌شوند.»
روزنامه گاردین در یکی از دیدارهای خود از بیمارستان، سربازان مسلحی را دیده که در ورودی بخش جراحی ایستاده‌اند. پزشکان مشغول جراحی عبدول حلیم، متخصص خنثی‌سازی بمب، بودند. حلیم هر دوپایش را در انفجار مین از دست داده بود.
میرواس عثمان، یکی از پزشکان با مشاهده این صحنه می‌گوید: «به همین دلیل است که احساس امنیت نمی‌کنیم.»
عثمان یکی از کارکنانی بود که در‌ سال ٢٠١٥ هنگام محاصره بیمارستان به دست طالبان برای محافظت از تجهیزات و واکسن‌ها به همراه کارکنان دیگر، داخل بیمارستان باقی ماند.
سال گذشته، نیروهای ویژه دولتی در ولایت وردک به کلینیکی حمله کردند که به دست «کمیته سوئدی برای افغانستان» یا SCA اداره می‌شد. گمان می‌رود سربازان ناتو هم همراهی کرده، سه بیمار را ربوده و اعدام
 کرده‎اند.
شورشیان هم مرتبا کلینیک‌های بهداشتی را تهدید می‌کنند. آنها اغلب ادعا می‌کنند که جمعیت منطقه کاهش پیدا کرده. در ماه ژوئن، SCA ،٤٠ کلینیک‌ خود را در ولایت لغمان به دلیل افزایش تهدیدها تعطیل کرد. اما بعد از مدتی دوباره مشغول به کار شدند.
پارکر می‌گوید: «این حمله‌ها باعث شده، حضور سازمان‌های امدادرسانی در کل کشور کاهش پیدا کند. این بدان معنی است که در بیشتر مناطق آسیب‌دیده هیچ نوع امدادرسانی انجام نمی‌شود.»
بسیاری از بیماران مرکز ارتوپدی از دست نسیم عصبانی و درباره آنچه در آینده در انتظارشان است، نگران‌اند.
«دور محمد» ٤٥ ساله، مرد درشت هیکلی که یکی از پاهایش را در انفجار خمپاره‌ای از دست داده می‌گوید: «اگر این مرکز وجود نداشت، ما هیچ‌وقت نمی‌توانستیم راه برویم. اگر من آن‌جا بودم نمی‌گذاشتم نسیم زنده از آن مرکز بیرون بیاید.»
ذکریا رحیم، ٣٥ ساله، بیماری است  که به دلیل آسیب‌های نخاعی برای فیزیوتراپی به این مرکز می‌آید: ‌«تنها یک احمق این کار را انجام می‌دهد. او خارجی بود، اما به ما کمک می‌کرد. خودش مسلمان نبود، اما به مسلمانان کمک می‌کرد.»
نسیم هم با رحیم موافق است. «چگونه می‌توانم به کشتن کسی افتخار کنم که به ما خدمت می‌کرد؟»

تاريخ: ۱۳۹۷/۱/۲۵

نظر کاربران
نام:
پست الکترونیکی:
نظر شما: