امروز: ۱۳۹۶/۷/۲۷
www.Bohraan.com
پربیننده ترین ها

جستجو
   

سيستم كاربري
E-mail
کلمه رمز
» كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
» عضويت کاربران جديد

آمار بازدیدکنندگان سایت

آب و هوا



یادداشت ویژه
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

باران نمی آید دست به آسمان می شویم باران می بارد عزادار می شویم
 
امروز بر هیچ کس پوشیده نیست که کشورمان در معرض حوادث و سوانح گوناگونی قرار دارد و هر از چند گاهی زمینمان می لرزد یا هوایمان بشدت می وزد یا کوه هایمان می ریزد یا طاقت رحمت الهی را نداریم!
در چند روز گذشته جاده چالوس ، جاده هراز ، امامزاده داوود ، روستای سیجان ، شهر سقز ، شهرستان شهمیرزاد و بیش از 10 استان دیگر نام هایی بودند که با باد و بارانی شدید آرامش خود را از دست دادند و بیش از ده نفر از هموطنانمان در بهترین روزهای پس از ماه مبارک رمضان جان خود را از دست دادند، 10 کوهنورد ناپدید شدند و از آمار مصدومان هم تعداد زیادی را می گویند، 50 خودرو هم در این میان مفقود شدند.
در همین ارتباط رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر در مصاحبه ای اشاره نمود که سیلاب 14 استان البرز، تهران، خراسان شمالی، زنجان، سمنان، قزوین، کردستان، کرمان، مازندران، آذربایجان غربی، اصفهان، لرستان، مرکزی و چهارمحال و بختیاری را تحت تأثیر خود قرار داده و  39 شهرستان و 58 روستا در مجموع درگیر طوفان و سیلاب شدند.‌در جریان امدادرسانی به حادثه‌دیدگان، امدادگران 7 هزار و 600 نفر را از مرگ نجات داده و 640 نفر آنها را به صورت اضطراری اسکان دادند.وی در ادامه به بیان آمار مصدومان و کشته‌های سیلاب روز یکشنبه در کشور پرداخت و گفت: این حادثه منجر به فوت 15 نفر شد که 6 نفر آنها در سیجان و 8 نفر در سنگان جان خود را از دست دادند، ضمن اینکه یک نفر نیز در الموت کشته شده است و تعداد 7 نفر نیز در جریان سیلاب روز یکشنبه مفقود شده‌اند که امدادگران در تلاش هستند تا آنها را پیدا کنند، در این ارتباط 6 نفر در سیجان و یک نفر در الموت مفقود شده‌اند.
بیان دوباره این آمار حکایت از یک عملیات ملی گسترده فقط برای یکی از نهادهای امدادی در کشورمان دارد، که اگر حجم عملیات وزارت راه ، نیروی انتظامی ، اورژانس ، شهرداری و آتش نشانی و شرایط نامساعد جوی را هم به آن اضافه کنیم بیشتر متوجه خواهیم شد که سلسله اتفاقاتی این چنین در شرایط سخت ترافیک سنگین جاده ها و حجم زیاد خودروها،در زمان یک طرفه شدن جاده ها که خود مانعی در راه عبور آمبولانس ها ، ماشین آلات امدادی و راهداری می باشند، زمان عملیات را بسیار کند نموده است.
با اشاره به این مطلب که به کارگیری ده ها پمپ‌ تخلیه آب و لجن‌کش، توسط امدادگران برای خروج آب وگل و لای ازصدها واحد مسکونی و فعالیت صدها امدادگر در قالب تیم های عملیاتی برای نجات در راه ماندگان و سیلزدگان با  توزیع پتو،  هزاران بطری آب معدنی، کنسرو ونان میان حادثه‌دیدگان در این مدت کاری سخت و دشوار انجام شده  است
در همین ایام هم زمان با آخرین روزهای تعطیلات عید فطر در فاصله نه چندان دور و همزمان با این وقایع بر اساس گزارشی که سازمان پزشکی قانونی از آمار کشته شدگان منتشر کرد دریای خزر هم  11 تن را به کام مرگ کشاند.
.
آیا در حال حاضر باید دنبال مقصر باشیم؟
ظاهرا در پیش‌بینی این وقایع سازمان هواشناسی دوباره غافلگیر شد و عدم پیش‌بینی به موقع طوفان و عدم صدور اخطاریه مبنی بر احتمال آبگرفتگی معابر و ایجاد خسارت جانی و مالی موجب شد.برخی از مسئولان معتقدند اگر سازمان هواشناسی به موقع پیش‌بینی خود را اعلام می کرد و احتمال پدید آمدن خسارت را مانند گذشته اخطار می‌داد، امکان جلوگیری از خسارات جانی وجود داشت.به گفته مدیران سازمان هواشناسی خیلی از این پیش بینی ها به وقوع پیوسته است. در مورد اخیر،حتی اطلاعیه در بسیاری از استان ها داده شده اما در برخی از حوضه های آبریز مانند رود کن، قابل پیش بینی نیست که در یک مقیاس کوچک، سیل تولید می شود. باید دید در این حوضه آبریز چه اتفاقی افتاده که تبدیل به سیلابمی شود.به هر حال سازمان هواشناسی بدلایل مختلف غافلگیری خود را قبول نمی‌کند و ظاهراً قرار است در این میان فقط مردم قربانی غافلگیری‌هاشوند.
اگر فرض را بر این بگذاریم که سازمان هواشناسی کارش را به درستی انجام نداده است، اما آبگرفتگی معابر پدیده نوظهوری نیست که غافلگیرمان کند. تا بوده، آبگرفتگی معابر بوده است . با کوچک ترین بارشی و با راه افتادن آبی، راه عبور و مرور وسایل نقلیه چنان بسته می شود، که فرار از آن میسر نیست. رانندگان بسیاری نیز در این میان گرفتار شدند.در چند سال اخیر ، بارها شاهد حوادثی اینچنین در حوزه های آبریز کشور و مجاور جاده های مواصلاتی بوده ایم.  مشکلاتي در اطراف جاده های شمالی مانند آلودگی آب رودخانه با فاضلاب روستاهای اطراف و رستوران‌هاي حاشيه آن(مرگ آبزیان و آلودگی های زیست محیطی) و ساخت و ساز غیرمجاز وتصرف بستر رودخانه ها که اثرات جبران‌ناپذیری را مانند وقوع سیلاب‌ها، فرسایش خاک را هم به آن می توان افزود. در این ارتباط بارها از سوی مسوولان در خصوص ساخت و ساز در حریم رودخانه ها هشدار داده شده است و به دنبال این ساخت وسازهای غیر مجاز مسکونی و تجاری در مجاورت حریم رودخانه ها و احداث پل های دست ساز بدون استحکام و غیراستاندارد، چنین حوادث تلخی رقم می خورد و تبعات ناگوار به دنبال دارد. عدم وجود عزمی جدی برای مقابله با این ساخت وسازها و عدم تخریب وضعیت موجود، در زمانی که جریان سیلابی شدت می گیرد سوانح دلخراشی را بوجود می آورد. آیا می توان امیدوار بود نهادی مسئول به این ساخت و سازهای خطرناک خاتمه دهد؟
اعلام آمارهای متفاوت از سوی مسئولین نیز مشکل دائمی دیگری است که هنوز حل نشده است، چه کسی مسئول ارائه آمار پس از حوادث است؟در تمامی دوره های آموزش مدیریت بحران به اصل صحت ، سرعت و دقت در ارائه آمار توسط یک فرد مسئول تاکید می گردد اما در عمل باز هم سرگردانی و آمارهای متناقض
!.
آیا نباید بجای مقصریابی که برای یافتن اینکه خبر داده اید یا نه ؟ فکس را چه زمان با چه نوع اخطاری یا به چه نهادی زده شده تبدیل به یک سامانه هشدار سریع جامعاز طریق دهها سیستم ارتباطی ماهواره ای و فیبر نوری ، که در کشور هم کم نیست تبدیل نمود ؟تولید پیش آگاهی در قبل و حین رخداد برای همه و هشدار شروع به کار واکنشگرها و پاسخگویان !
متاسفانه علیرغم ضرورت برگزاریجلسات تحلیل پس از بحران ها ، بیشترین هدفبرای مشخص شدن مقصر بوده و به یک روش تکراری و بی نتیجه تبدیل شده است، بنظر میرسد بهتر است جلسات پیش از بحران و ایجاد هماهنگی و اتخاذ پروتکل های پاسخگویی موثر در دستور کار قرار گیرد و درسهای هر بحران به بحث و تحلیل بیانجامد.
طرح چند پیشنهاد اولیه فرا راه سازمان مدیریت پس از بحران
1- در حال حاضر می توان برای اطلاع رسانی و هشدار سریع از طریق سیستمهای مخابراتی فعلی مانند پیامک (متن یا صوتی) برای همه کسانی که در حوزه خطر قرار می گیرند ، شامل: مسئولین، نیروهای واکنش سریع، مردم در معرض خطر و ....
2- با گستره روز افزون گوشیهای هوشمند همراه،بهره برداری از نرم افزارهای ارتباط همگانی و اپراتورهای موبایل کشور در فضاهای مجازی برای اطلاع رسانی بهنگام قبل و بعد از سوانح.
3- افزایش پایگاههای امدادی مجهز در مسیرهای پرتردد با دارا بودن تجهیزات فنی متناسب و توان بیشتر برای واکنش سریع نیروهای امدادی در سوانح .
4- ترمیم نقاط حادثه خیز جاده ها و مسیر عبور آب و تعیین حریم خطر، نصب تابلوهای هشدار در مسیر تردد.
5- اجرای آموزشهای عمومی متناسب با حوادث و سوانح برای مردم .
6- بررسی روش ها و ایده هایی که در کشورهای دیگر به یک روش اجرایی مطمئن تبدیل شده است.
 
 
زحماتی که مدیران عملیاتی در صحنه آسیب، امدادگران ، راهداران ، ماموران نجات ، اورژانس و انتظامی در این روزها متحمل شدند جای تشکر و قدردانی دارد. از رشادتها و مبارزه با خطرات آنها کمتر کلامی گفته شده است و نقش آنان در کاهش تلفات انسانی را نباید دستکم گرفت، مطمئناً وضعیت برای هزاران خودرو گرفتار در جاده و مردم در معرض خطر می توانست از این هم بدتر باشد. با ملاحظه تصاویر حجم گل و لای و سرعت شدید آب و باد می توان میزان خطر مواجه با این پدیده های طبیعی را حدس زد.
 
 
وزش طوفان و بارش شدید باران در عرض چند ساعت، چنان سیلابی به راه انداخت که کمتر به یاد داریم در این وسعت جغرافیایی به وقوع پیوسته و خسارت آفرینی کرده باشد و عجیب این که هیچ هشداری مبنی بر وقوع چنین رویدادی مخابره نشده بود، گویی حتی مسئولان هواشناسی هم باور نمی‌کردند ‌در اوج خشکسالی و در روزهایی که اثرات کمبود بارش ها به شدت بروز کرده و نگرانی های فراوانی به دنبال داشته، ناگهان بارانی در این حجم فرو ببارد و چنین عواقبی به همراه داشته باشد.
 
 
 
این اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود. از طوفان شدید سال گذشته در تهران تا باران و طوفانی که چند روز قبل آمد ، حدوداً یک سال گذشته است. اما این حوادث طبیعی یا غیرمترقبه از شهرهای ما بر دست نمی دارد . حوادثی که به دنبالش مصدومیت و کشته شدن بسیاری را به دنبال خواهد داشت. اما به واقع مسئولیت این مصدومیت ها و مرگ و میرها برعهده کیست؟ طوفان چه با سرعت 80 کیلومتر، چه کمتر و چه بیشتر، تفاوتی در بطن ماجرا ندارد. آیا می توان در این میان راه کارهایی را پیدا کرد که بتوان کمی تا قسمتی از بروز مخاطرات این حوادث جلوگیری کرد؟ سال هاست در منطقه جنوب شرق کشور بادهای شدیدی در دوره های زمانی خاص با سرعت بسیار و در چندین روز متوالی اتفاق می افتد و این همه خسارت و تلفات را شاهد نیستیم ! گویی مردمان آن دیار با سختی ها خو گرفته اند.
 
 
از یاد نبریم اگر قرار باشد باران ها و طوفان های شدیدی که هر ماهه در جهان رخ می دهد و صدها کیلومتر زمین را نابود می کند،در کشورمان شاهد باشیم، احتمالاً کار بسیار سخت تری از وضعیت فعلی در پیش خواهیم داشت.